ترفند رایانه مذهبی عاشقانه روانشناسی....
به نام خالق
زیبایها
به نام او که امید بخش جانهاست به نام او
که ارامش دهنده ی تمام دلهاست بعضی
اوقات به چیزهایی دل می بندیم که فکر میکنیم ارامش به ما میدهد ولی سرانجام به او
خواهیم رسید که کسی جز او نیست که قلبهای خفته ی مارا بیدار و جلا بخشد غم دل میخورم همصحبتی نیست جفا دیدم ولی فریادرسی نیست دلم غمگین شده یاری ندارم بشینم من کمی خلوت گزینم دلم طاقت نداره زجر بازم خدایا صبر ده بر کردارم خدایا تو همیشه یاربودی به کس گویم غم دل را برایش انیس و مونسی جز تو ندارم اگر یک لحظه ایی تو کنارم تمام لحظه هایم شاد گردند دل من تا ابد خندان بماند شنبه 29/1/1388 ساعت 11 صبح در شبی ازشبها سوار بر اسب سفید رویایی شدم و به باغ رفتم گلها را یکی یکی چیدم َ و دسته دسته در گلدانهای محبت گذاشتم و به انتظار نشستم دیدم نیامدی برخاستم و سوار بر اسب شدم نه بال گشودم و به سرزمین گلهای قاصدک قدم نهادم یکی چیدم و بوسیدم نه صد پیام – هزاران نوید برایت فرستادم که شاید باز گردی ولی افسوس تو با یکی از قاصدک ها به اسمان رفته بودی و هرگز در این باغ مهربانی و محبت بوجود نخواهد امد پس باز گشتم دروازه های باغ را بسته یافتم تنها بودم شاید تنها از تنها زیرا حتی تنهایی نیز با من نبود – افسوس افسوس که هرگز نیامدی یک چیز را می دانستم که با مرگ – می توان تورا یافت . او جز پدرم نبود .74 بوی تو را نمی داد اواز صوت امشب عطر بهار نمی داد از دوری امشب رفته به جاودانی اقای ما در امشب لمس یتیمی می كرد نگاه ما در امشب در گریان و فغانند گلهای باغ امشب در قلب هر مسلمان اشكی دمید امشب با نقش گل نوشتند عكس تو را در امشب یاد دل غمینم ان شیخ بود امشب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
| Design By : Night Skin |




