تبليغاتX

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

ترفند رایانه مذهبی عاشقانه روانشناسی....


ترفند رایانه مذهبی عاشقانه روانشناسی....

به نام خدا

شوشتر با مساحت ۲۴۳۶ کیلومتر مربع در شمال استان خوزستان کشور ایران، بین ۴۸ درجه و ۳۵ دقیقه تا ۴۹ درجه و ۱۲ دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ و ۳۱ درجه و ۳۶ دقیقه تا ۳۲ درجه و ۲۶ دقیقه فرض شمالی از خط استوا قرار گرفته‌است. جمعیت ان ۱۳۰٫۸۴۰هزار نفر است. و پنجاه وهفتمین شهر از نظر جمعیت در ایران است. موقعیت شوشتر در استان خوزستان مرکز و متمایل به شمال است. از لحاظ طبیعی دامنه‌های پایانی کوههای زاگرس بختیاری ، مرز شرقی این شهرستان و رود دز مرز غربی این شهرستان را تشکیل می‌دهد. میانگین ارتفاع شوشتر از سطح دریا ۱۵۰ متر و ارتفاع نقطه مرکزی شهر از سطح دریا ۶۵ متر است. کوههای مشرف به شوشتر فدلک نام دارند که پایان چین خوردگیهای زاگرس در جلگه خوزستان هستند. فاصله شوشتر تا اهواز ۸۵ کیلومتر و تا تهران ۸۳۱ کیلومتر و تا خلیج فارس ۲۲۲ کیلومتر است.


تقسیمات کشوری

شوشتر تا سال ۸۳ دارای بخش‌های مرکزی و گتوند بود. با تبدیل بخش گتوند به شهرستان گتوند، هم اکنون شهرستان شوشتر دارای بخش‌های مرکزی به مرکزیت شوشتر و شادروان به مرکزیت گوریه‌است. شوشتر از اطراف با شهرستان‌های اهواز،دزفول ،گتوند ، رامهرمز، مسجد سلیمان وشوش هم‌مرز می‌باشد.

به تازگی خبر استان شدن شمال خوزستان به مرکزیت شهر شوشتر در شهرهای خوزستان رواج یافته که با استان شدن شهر شوشتر سیر صعودی و پیشرفت شهرستان شوشتر بوجود می‌آید.البته شهرهای دزفول و مسجد سلیمان نیز این ادعای مرکز استان شدن را دارند. شهر شوشتر در مرکز استان احتمالی خوزستان شمالی وجود دارد و ممکن است این شهرستان به استان تبدیل شود.


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 17 مرداد1388ساعت 9:44 بعد از ظهر توسط کیمیا خانم| |

به نام خدا

 

بر ضلع غربی دره ی كه چشمه ی سی زنگر در آن واقع است و در شمال
غربی بقعه ی صاحب الزمان صخره ای به ارتفاع تقریبی 5/3 متر و طول 5/8
متر در جانب شرقی و عرض 80/6 متر در جانب جنوبی و محیط 60/30 متر
 واقع است كه آنرا با ابزار تراشیده و از درون آن اطاقی درآورده اند كه رو به
شمال مدخل دارد و ارتفاع این مدخل از كف تا سقف 65/1 متر و عرض آن یك
 متر است. با 21 پلكان كه در سطح خارجی صخره حفر كرده اند می توان به بام اطاق و نوك صخره صعود نمود.

 

در داخل اطاق از سقف طاقی هلالی با تراش تیشه تراشیده اند و بر اطراف
مدخل، از داخل، آثار سنگ تراشی و نوك ابزار هویداست كه نقشی مستطیل
 حجاری شده است. اطاق به ابعاد 90/2 * 20/3 متر و به ارتفاع 30/2 متر
است. در لچكی مثلث شكلی كه مربع جنوبی اطاق داخلی است آثار قبری
كه در سنگ كف حفر شده به ابعاد 65/0 * 65/1 متر باقی است. قبر آكنده
از خاك است. در لهجه ی شوشتری «تو» به معنی اطاق است و حجره و
جای سرپوشیده و شاید این مكان جای اعتكاف و انزوای گوشه نشینان
پارسا بوده است چنانكه شوشتریان را همین عقیدت است. ولی مصحح
كتاب فردوس از شیخ شرف الدین شوشتری نقل كرده است كه این محل
جای گور مادر سهل بن عبدالله است

 

نوشته شده در سه شنبه 26 خرداد1388ساعت 11:9 قبل از ظهر توسط کیمیا خانم| |

به نام خدا

 

 

1.    نوشته : علی اصغرمیرفتاح (از مجموعه های كتب برسیهای تاریخی ) صفحه1تا25 كتاب مرجع


قله سلاسل
قلعه سلاسل كه در اخرین نقطه شمال شوشتر وبرپهنه ای از سنگ بنیان نهاده شده و بلند ترین ارتفاعات این شهر را سنگی فرا گرفته است 0 از شمال به رودخانه مافاریان واز جنوب به زمین ورزش شهرستان شوشتر وازشرق به سازمان آ ب واز غرب به رودخانه شطیط (شط كوچك)محدود می گردد .محدوده قدیمی این قلعه باستانی از جانب شمال وغرب همان محدوده فعلی است .ولی از جنوب وشرق خندقی آنرا احاطه كرده كه هنوز مقداری ازآثار آن باقی مانده است .

 


رودخانه كارون با مسافتی در بالای شوشتر به دو شاخه میشود.


1
=رود گرگر كه با بند میزان دو دانگ اب كارون تا بند قیربه سمت چپ شهرستان شوشتر روان میسازد وخود شاخه سمت چپ كارون است
ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه 7 خرداد1388ساعت 10:41 قبل از ظهر توسط کیمیا خانم| |

به نام خدا

 

کتاب شوشتر در گذر تاریخ

از عهد باستان تا انقلاب اسلامی

نویسنده محمد تقی زاده

 

بعد از اینکه ایرانیان در نبرد (( جلولاء )) شکست خورده و به (( حلوان )) عقب نشینی کردند

 

(1)   یزدگرد همراه بزرگان خاندان خود از ترس به طرف استخر وبه قولی به قوم و کاشان راه

 

 گریز پیش گرفت و برای جلوگیری از پیش روی مسلمین یکی از درباریان یزدگرد به نام ((

 

هرمزان )) که دایی شیرویه – پسر خسروپرویز بود و ودر درگاه یزدگرد قربی و مکانی تمام

 

داشت – گفت : اعراب از جانب حلوان برما تاخته اند و کاری از پیش برده اند ودر انجا با انها

 

نمی توان مقابله نمود – اما جمعی از این قوم در حدود اهواز و خوزستان هستند که سرداران

 

دلیر و سلحشور ندارند وتاب حمله ی ما را نیارند . اگر شهریار دستور دهد من بدان دیار بروم

 

ولشکر گرد اورم و با سردار ان جمع که (( ابوموسی اشعری )) نام دارد در اویزم واورا

 

بشکنم واز فارس و اهواز مالی و لشکری فراز اورم .

 


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه 3 خرداد1388ساعت 9:16 قبل از ظهر توسط کیمیا خانم| |

به نام خدا

از فرهنگ پروران شوشتر

 

محمد باقر محب زاده سروده سرایی از تیره شوشان

 

 

محمدباقر محب زاده سروده سرای گرانمایه شوشتری در هورمزد روز از فروردین ماه بهار سال 1324 خورشیدی در شهرستان شوشتر سرزمین فرزانگان دانش و فرهنگ و دین در میان خانواده ای متوسط ولی با فرهنگ زاده شد و در همان آغاز کودکی در شش سالگی مادرش را از دست داد . این پیشامد او را بسیار غمگین ساخت و در آن هنگام بود که واژه هایی سرودگونه را در غم از دست دادن مادر سرود. پدرش که مردی فرهنگ دوست بود با دیدن این توانایی فرزند خویش ، او را بسیار آفرین گفت ، تا در این راه بیش از پیش تلاش نماید . محمد باقر محب زاده کار سرودن را از سال 1343 بسیار سرسختانه و کارا آغاز نمود . کودکی را در شوشترگذراند و پس از پایان دبستان و دبیرستان با پذیرفته شدن در کنکور سراسری 1351به دانشگاه اصفهان راه یافت تا رشته فرهنگ و زبان پارسی ( ادبیات ) را دنبال کند ولی مهر وی به شهر و زادگاهش مایه آن شد تا دانشگاه را نیمه کاره رها کند و به شوشتر بازگردد و با مدرک کاردانی ( فوق دیپلم ) در آموزش و پرورش شهر شوشتر به آموزش زبان و فرهنگ پارسی بپردازد . ایشان در سال 1347 ازدواج کردند و اینک دارای چهار فرزند دختر و دو فرزند پسر می باشند. محب زاده در این هنگام  با بکارگیری پیشینه کاری خود و نوآوری و توانایی درونیش به سرودن ، چه به زبان فارسی و چه به زبان شوشتری پرداخت . او در سرودن به زبان شوشتری از شیوه سروده سرای پر آوازه شوشتر حسن شوشتری پیروی نموده است و این انگیزه و مهر محب را به گویش شوشتری می رساند . سادگی و روانی سروده های ایشان را می توان از تک تک واژه ها و آرایش آن ها دریافت . از همین رو سُراینده به سادگی با خواننده و شنونده پیوندی دوستانه برپا می دارد . هم اکنون دیوان ایشان با نام حرف حساب شوشتر چاپ شده است . برای ایشان آرزوی شادزیوی و دیرزیوی را خواستاریم........... .

 

در پایین یک سرود فارسی از دیوان ایشان برگزیده ام که امیدوارم خوشتان بیاید :


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 22 فروردین1388ساعت 10:29 قبل از ظهر توسط کیمیا خانم| |

به نام خدا

مراسم عزاداری و شبیه خوانی شوشتر ۲

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه 29 بهمن1387ساعت 9:54 قبل از ظهر توسط کیمیا خانم| |

به نام خدا

نام پدر : امام حسن عسکری ( ع)

نام مادر : حضرت نرجس خاتون ( ع)

تولد : سال 255 هجری قمری

سال غیبت صغری : 260 هجری قمری

سال غیبت کبری : 329 هجری قمری

 

 

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه 17 بهمن1387ساعت 7:42 قبل از ظهر توسط کیمیا خانم| |

به نام خدا

عکسهایی از عزاداری و شبیه خوانی شوشتر ۱

 

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه 1 بهمن1387ساعت 11:20 بعد از ظهر توسط کیمیا خانم| |

به نام خدا

مراسم عزاداری و شبیه خوانی شوشتــــــــــــــــر

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه 16 دی1387ساعت 8:1 قبل از ظهر توسط کیمیا خانم| |

به نام خدا

در اینجا می خواهیم به بررسی باورهای مردمی در شوشتر بپردازیم . مردم شوشتر تا پیش از اسلام زرتشتی بوده اند و برخی بر این باورند که تا هنگام صفویان در میان آن ها زرتشتیان بسیار زندگی می کرده اند . کسی نمی داند پریانی که مردم شوشتر از آن ها سخن می گویند از چه هنگامی در باورشان گنجانده شده است وچرا ، ولی روشن است که واژه پری در آیین زرتشتی بوده است و ریشه باور به پری از آن هنگام گرفته شده است . در یک افسانه زرتشتی روزی پوروشسپ پدر اشو زرتشت به  کرپنی ( روحانی پیش از دین زرتشت )  می رسد که چندی به بالا می نگریست ، سپس به پایین و پس از آن گرداگرد را . پوروشسپ از او می پرسد : ای کرپن ، از چه رو اینچنین می کنی ؟ کرپن پاسخ داد: به بالا می نگرم ، و می بینم که روان زرتشت به آسمان خواهد رفت . به پایین می نگرم و می بینم که از ترس گفتار و کردار و پندار نیک زرتشت پریان بدخو به درون زمین پناه خواهند برد و گرداگرد را می نگرم و می ببینم که در آینده چگونه گفتار زرتشت در سراسر هفت کشور پراکنده می شود.(از اوستا کهنترین گنجینه مکتوب ایران به کوشش هاشم رضی )

پس بر پایه این افسانه باور داشتن پریان در شوشتر به هنگام  زرتشتی بودنشان باز می گردد. ناگفته نماند که مردم شوشتر به این پریان "از ما بهترون" نیزمی گویند و از آنجایی که در قرآن از آن ها به نام جن یاد شده است ، گاهی واژه جن نیز برای آن به کار می رود . ناگفته نماند که تنها مردم شوشتر نیستند که این پریان را باور دارند بلکه همه مردم پارسی از آن ها سخن می گویند و در ساخت افسانه های گوناگون به کار می برند . یادم می آید در سفری که به ابر کوه(شهری در استان یزد) داشتم از آن ها سخن می راندند. من بر این باورم که پریان چه باشند و چه نباشند در سرزنش رفتار های بد در افسانه های شوشتری و و دیگر شهرهای ایران کاربری بسیار خوبی داشته اند . ولی اینکه چرا مردم شوشتر باور به پریان را تا این اندازه سرسختانه در زندگی روزمره خود گنجانده اند از دیدگاه من به عذاب وجدانی باز می گردد که ریشه در تغییر دین آنها داشته است ، تغییر دینی که بسته به جنگ و یا پرداخت مالیات های سنگین صورت گرفته است . دیدگاه شما چیست ؟

امروز باور به پریان در جوانان شوشتری بسیار کم شده است ولی هنوز هم کسانی هستند که آنها را سرسختانه باور دارند و می گویند ما آنها را دیده ایم !

در پایین چندی از آن پریان بدخو را که در افسانه های شوشتری گنجانده شده اند به همراه ویژگی هایشان بررسی می کنیم :

 

بُمبه ره ترو : پری بز پیکری است که خود را بسیار زیبا نمایانده و پس از گمراه کردن انسان بسان بزی غول پیکر در آمده و با حمله هایی کوبنده شخص را از پا در می آورد.

بچه بَرَک: پری سیاه پوشی که سر ندارد و به ترساندن و آزار و کشتار کودکان بی فرهنگ که سخنان پدر و مادرشان را گوش نمی دهند می پردازد .

هال : بسان خفاش است و دشمن زنان بارداری که پوشش نا شایست به تن        می کنند و خدا را یاد نمی کنند .

 

تپ تپو : این پری دشمن کسانی است که در کارهای روزمره شان بویژه خوردن تند روی می کنند  . این پری به هنگام شب کوشش می کند تا شخص تند رو را در خواب خفه کند .

 

 

نوشته شده در یکشنبه 1 دی1387ساعت 7:46 قبل از ظهر توسط کیمیا خانم| |

به نام خدا

سیمایی از تاریخ ایران باستان

تمدن بزرگ ایران در زمان خسرو انوشیروان پس از ساختن دانشگاه جندی شاپور به اوج شکوه خود رسید. جندی شاپور در کنار شهر هرمز اردشیر (اهواز کنونی) بوده است که به نام سازنده آن شاپور یکم نامگذاری شده است. نام حقیقی اهواز نیز از دو واژه ی هرمز یا هرمزد به چم اهورامزدا و اردشیر تشکیل یافته است. ایران از نخستین روز پادشاهی اردشیر سردودمان ساسانی بنا به رای و تدبیر شاه سخت کوشید و به تحصیل دانش و ادب و دانش نو پرداخت و در فلسفه و ریاضیات و پزشکی و سایر علوم شهره دنیای آنروز گشت. اردشیر پاپکان مردم را به خواندن و آموختن تشویق می کرد و باورمند بود فرزند را باید از کودکی با خواندن و نوشتن آشنا کرد و بجای بازی کردن و تنبلی با سخت گیری او را به فرا گرفتن دانش وادار نمود. فردوسی گفته و اندرز اردشیر را در شاهنامه چنین آورده است:

دگر آنکه دانش نگیری تو خوار           اگر زیردستی و گر شهریار
زمانی میاسای از آموختن   اگر جان همی خواهی افروختن
چو فرزند آید به فرهنگ دار         زمانه ز بازی بر او تنگ دار

                  (اندرز اردشیر از زبان فردوسی)

 

 

اردشیر نمایندگانی از خود به هندوستان و چین فرستاد تا کتاب هایی که در آنجا نهاده شده بود آوردند و نیز کتاب هایی از روم آوردند و از آنها نسخه بردای شد و آنچه از کتاب ها در ایران این گوشه و آن گوشه مانده بود بدست آورد و پس از وی پسرش شاپور دنباله کارش را گرفت تا اینکه همگی به فارسی برگردانیده شد. کتاب هایی که اردشیر گرد آورده بیشتر نسک های ایرانی مربوط به دانش زمان زرتشت (درود بر او باد) بوده است که در درازای چند سده شاهنشاهی اشکانیان بدلیل بدعتی که آنان در دین آوردند به بیرون از ایران برده شد، این کتاب ها را زرتشتیان برای اینکه از دگرگونی هایی که ممکن بود حکومت اشکانیان در آن پدید آورد پاسداشت نمایند، با گروهی از موبدان ضمن مهاجرت خود به هندوستان و چین برده شد و در آنجا تا سال ها نگهداری می شد تا این که سرچشمه حکمت و دانش با روی کار آمدن ساسانیان در ایران پدیدار شد.

پس از این که اردشیر کشور را سر و سامان بخشید برای اینکه دین زرتشت را در کشور استوار کند و از نابسامانی هایی که در زمان اشکانیان در دین پیدا شده بود بکاهند می کوشیدند همه ی کتاب های  ایران را که دارای گفتمانی در فلسفه و ریاضیات و پزشکی بود دوباره گرده آورده و به ایران بازگردانند. یکی از کارهای خوب زرتشتیان در گذشته این بود که هرگاه گرفتار قهر و ستم پادشاهان غیرزرتشتی (انیرانی و ایران ستیز) می شدند به نواحی اطراف ایران مهاجرت می کردند و در این رهسپاری همه ی کتاب های دینی و علمی خود را به همراه می بردند. بهترین و نزدیکترین محل برای مهاجرت هندوستان بود و ایرانیان چندین بار در دوره های گوناگون اینکار را انجام دادند. در زمان تازش تازیان (اعراب) به ایران نیز شمار زیادی از ایرانیان که نمی خواستند تن به ننگ سلطه تازیان و آیینشان بدهند به هندوستان مهاجرت کردند. در زمان صفویان نیز از ترس کورچشمی های (تعصبات) زیاد پادشاهان  و فرماندهان محلی به هندوستان پناه بردند و هنوز هم نوادگان آنان در آنجا بنام پارسیان زندگی می کنند و کارهای بزرگ علمی و اداری و بازرگانی را در هند به ویژه در بمبئی در دست دارند که افتخار و سرفرازی بزرگی برای ایران است.

پس از اردشیر، شاپور فرزند او کار پدر را دنبال کرد و پس از گشایش هندوستان با روم وارد جنگ شد و بزرگترین شکست تاریخی را به آنها داد و والرین امپراتور روم را با شمار زیادی از سپاهیانش اسیر کرده  و با خود به ایران آورد و در شهری که تازه ساخته بود جای داد. در این شهر نو دانشگاه بزرگی نیز ساخت که به دانشگاه جندی شاپور در دنیا نامبردار گردید. بنا بر گفته ی فردوسی واژه ی شاپور گرد به این معناست که سازنده و برپا کننده آن شاپور بوده است زیرا واژه ی گرد در زبان پهلوی به معنی شهر است و شاپور گرد یعنی شهر شاپور، همانگونه که دارابگرد یعنی شهر دارا، و همین واژه است که به شمال ایران رفته و تبدیل به گراد در زبان روسی شده مانند لنینگراد و پطرو گراد و لگاگراد و ...

شاهنشاه ایران شاپور یکم اسیران رومی را در گندی شاپور (شاپور گرد) و شوشتر جای می داد. شاپور نخست، گذشته بر ساختن شاپور گرد ( که بخشی از اهواز کنونی را تشکیل می دهد) و پی افکندن دانشگاه گندی شاپور کارهای دیگری نیز انجام داد از جمله ساخت پل و سد  1500 متری بر روی رودخانه کارون که هنوز هم برای برگرداندن آب کارون به کشتزارها بکار می رود. پل عباره و گنج سنگی و بند ترازو و دژ شوشتر از بناهای اوست. همه ی این آثار با دانش ایرانی ساخته شده است، گروهی از خاورشناسان و تاریخ نگاران میل دارند  که بنای آثار بزرگ زمان ساسانیان به ویژه شاپور نخست را به اسیران رومی و مهندسان آنان نسبت دهند و در این کار نیز پافشاری می ورزند اما اینها همه از خامی و کژ اندیشی اینگونه افراد حکایت می کند.

 

 

 

نوشته شده در سه شنبه 30 مهر1387ساعت 8:24 قبل از ظهر توسط کیمیا خانم| |

به نام خدا  

  

 

 

 

بررسی ژئو گرافی تاریخی شهر شوشتر

 

 

 

شهر شوشتر مگر19یادگار باستانی یادشده دارای خانه ها ، کوچه ها و پس کوچه ها و رواق ها و سرکش ها و سعباد ها ( بخشی از هنر ساختمانی ) و مسجد ها و آرامگاه های بسیار کهن می باشد که دیدن آنها بسیار سودمند است  و میراث فرهنگی یا در پی بدست آوردن آنهاست و یا در پی کاوش بر روی آنها و یا در پی اینکه آنها را به کنترل خود در آورد . در پایین نام چند یادگار باستانی شوشتر را آورده ام :

 

1.    سیکاها ( آسیابهای آبی شوشتر یا همان آبشار ها )

2.    بند شاپور یکم یا والریانوس ( بند میزان )

3.    کهندژ شوشتر ( قلعه سلاسل )

4.    پلبند شادروان

5.    بند لشگر

6.    رود شاخه گرگر

7.    سر دخمه داریون رود

8.    کلاه فرنگی

9.    خانه مستوفی

10.  خانه مرعشی

11.  مسجد جامع با فوندانسیون آتشکده شوشتر

12.  گورستان و آرامگاه امام زاده عبدالله

13.  گرمابه خان

14.  شهر دستوا ( آدامدن ایلامی در 3 کیلومتری جنوب شوشتر )

15. مسجد حسین ( مربوط به صفویان )

16. آرامگاه پیربلدی ( وطن فروشی که در جنگ با عربها به شهر شوشتر و کشور ایران خیانت کرد که از دید شهرسازی کاوشمند است . )

17.     آرامگاه  برا بن مالک ( نخستین متجاوزی که در جنگ عربها با شوشتر به دست ارتش هرمزان کشته شد . )

18.           غار پبده ( مربوط به پالئولتیک و نئولتیک )

19.           آرامگاه شعیب پیامبر( در 7 کیلومتری جنوب شرقی شوشتر و از دیدگاه معماری ارزشمند است .)

 

برخی از یادگار ها در زمانی ساخته شده و در زمانی دیگر به پایان رسیده اند  یا تغییر کاربری داده شده اند و یا بازسازی شده اند که هر دو زمان را با هم نشان داده اند  .

 

نوشته شده در شنبه 13 مهر1387ساعت 7:46 قبل از ظهر توسط کیمیا خانم| |

در جنوب پل گرگر یا پل دروازه(آبشارها)، در سمت چپ و راست رودخانه طاق هایی چند با ساختمانهایی كه آب را از بالا دست گرفته و به درون مرتبه های پائین تر سرازیر می كند بنام سیكا معروف و نمایان است. این بناها كه تعداد آنها را در سمت چپ رودخانه در حدود شانزده و در سمت راست نیز به همین حدود تعدادی از خراب و آباد دیده می شوند محل آسیاب های گندم خوردكنی و تهیه ی آرد به وسیله ی استفاده از قوه ی آب رودخانهاست كه آب از ارتفاعی به مرتبه ی زیرین فرو می جهد و سنگ آسیاب را به گردش و چرخش در می آورده است. در حدود 40 سال پیش بجای آسیابهای پیشین ،بجز یكی دو سه دستگاه كه بصورت آسیاب باقی مانده، كارخانه های روغن كنجد («ارده» كشی)، یخ سازی و نیروگاه برق قرار داشته و یكی دو زیر زمین خشك با هواگیر و سوراخ های روشنائی برای مردم در تابستان گرم شوشتر جای استراحت نیمروز تابستان است و بقیه ی آنها مخروبه و متروك مانده اند.

 

شكل و سبك ساختمانی این آسیابها درست نشان می دهد كه شاید از زمانهای خیلی پیش یعنی از روزگار حفر آبراه ی گرگر و بستن بند میزان ، با استفاده از نیروی آب، تعبیه ی آسیابها كرده اند و ساختمان آنها ابداً شباهتی به آنچه در دزفول در محل رعنا بنام اسیوآی رعنا در بستر رود دز وجود دارند و می گویند آسیابهای گندم خوردكنی بوده اند ندارند و كاملاً با آنها متفاوتند. در گوشه ی سمت چپ یعنی مشرق پل چسبیده به پل گرگر آثار یك جرز و پی پل قدیمی و ستونی از آن باقی مانده است كه به احتمال همین ستون یكی از پی های پل قدیمی گرگر است و در همین ضلع شرقی رودخانه چهار مجرای وسیع سنگی وجود دارد كه آب رودخانه را به درون آبراه ی دیگر می اندازد.

 

آبراهه ها و مجاری آب منشعب از گرگر از سمت شرق رودخانه جدا شده و در زیر پل گرگر آثار مجاری و تمهیدات آبرسانی و آب بری عهد ساسانی قابل ملاحضه است. تفاوت آشكار دیگری كه بین آسیابهای سیكا در شوشتر و اسیوآی رعنا در دزفول وجود دارد آنست كه اسیوآی رعنا در بستر رودخانه ی دز قرار دارند در حالی كه سیكای شوشتر در كنار رود گرگر واقعند و پیدا است كه به روزگار آبادانی این تاسیسات و تا سالیان دراز آب رودخانه حتی به پی حریم سیكا هم نزدیك نبوده است و بتدریج بندها خراب و زمین ها شسته شده و اكنون آب به پی های بناهای سیكا می رسد ، با وجود این یك آبراهه آب مورد احتیاج بناهای سیكا را به آنها می رساند و تاسیسات به هیچوجه در بستر رودخانه نیست و در ارتفاعی مشرف به آن است

 

 

نوشته شده در یکشنبه 17 شهریور1387ساعت 8:31 قبل از ظهر توسط کیمیا خانم| |

 

شوشتر. تعریب آن تستر است.(از معجم البلدان). نام شهری است در خوزستان. (برهان). لقب آن دارالمومنین. (فرهنگ خطی).

تستر. ششتر. شهری است به خوزستان که از زمانهای دیرین پیش از اسلام با قناتهای متعدد خود وجود داشته است.

آن را در نامهای شهرهای ایران شوشتر و بلیناس بنام سسترا ضبط نموده است.
در روایات ایرانی شهر شوشتر از شهرهای بسیار قدیمی معرفی شده است و عبدالله شوشتری در کتاب شوشتر به تفصیل از آن سخن رانده است. در داستانهای افسانه ای بنای این شهر را به هوشنگ نسبت داده اند که آن را بعد از بنای شهر شوش بنیاد نهاده است و گویند که نقشه بنای شوشتر شکل اسبی را ماند. در دوره اسلامی به روزگارعمربن خطاب شهر شوشتر بوسیله برابن مالک مورد تاخت و تاز قرار گرفت و براء در همانجا درگذشت. در عهد امویان این شهر قدیمی دژ و پناهگاه خوارج بود و شبیب الخارجی آنجا را مقر فرماندهی خود قرارداد و حجاج بن یوسف ثقفی پس از مرگ شبیب خارجی بر شهر شوشتر دست یافت و در دوره خلفای عباسی بود که بنیان نهادن قدیمی ترین مساجد این شهر آغاز گردید و در زمان المعتز این امر شروع گشت و در دوران المسترشد پایان یافت. در دوران بعد شهر شوشتر به تصرف تیموریان درآمد و تا سال 280 ه.ق. در تصرف ایشان بود و پس ازانقراض تیموریان به دست گروهی از شیعیان صفویه افتاد و مرکز تشیع گردید. والیان و حکام متعدد در این شهر حکومت کردند که یکی از آنان واخشتوخان را میتوان نام برد که تا پایان دوره صفویه اعقاب او در شوشتر حکومت میکردند. شوشتر در دوران قاجاریه در زیر فرمان محمدعلی میرزا پسر فتحعلیشاه قرار گرفت و جمعیت این شهر در آن هنگام به 54 هزار تن بالغ گشت. گویند که قبر دانیال در شوشتر کشف گردید آنگاه او را به شوش حمل کردند. در زمان حلاج یک آتشگاه درشهر شوشتر وجود داشته است. رجوع به دائرة المعارف اسلام و تستر شود.


 

شوشتر امروزه شهرستانی است در خوزستان واقع در مغرب مسجدسلیمان‚ در زاویه حادث بین کارون و آب گرگر در 46کیلومتری محلی که کارون وارد جلگه (میانآب) میشود و شامل بخشهای حومه ای و گتوند است. جمعیت حوزه شوشتر 33375 تن است(مربوط به آن سالها). در عهد عیلامیان شهر هیدالو ظاهرا در موضع شهر شوشتر کنونی بود و سپاهیان آسوربانیپال در دنباله فتوحات خود بدانجا رسیدند. قدیمترین آثاری که بدست آمده می رساند که شوشتر در زمان ساسانیان وجود داشته. درعهد قاجاریه شوشتر کرسی خوزستان محسوب میشده است. (از فرهنگ فارسی معین).


در فرهنگ جغرافیایی ایران آمده است: شهرستان شوشتر یکی ازشهرستانهای استان ششم کشور است و محدود است از طرف شمال به شهرستان دزفول‚ از خاور و جنوب به شهرستان اهواز‚. هوای این شهرستان مانند سایر شهرستانهای استان خوزستان گرم و درجه حرارت در تابستان در سایه 50 درجه وحداقل درجه حرارت در زمستان 5 درجه سانتیگراد و نسبت به شهرستانهای ساحلی (خرمشهر‚ آبادان) خشک تر است.

 در روزهای تابستان که هوای آن گرم میشود اهالی از سردابهائی که دارند استفاده می کنند. مهمترین رودخانه ای که در این شهرستان جریان دارد رود کارون است که از کوههای بختیاری سرچشمه گرفته و در شمال باختری این شهرستان به دو قسمت میشود: یک شعبه آن را که گرگر می گویند از شمال خاوری شهر از بند معروف به بند میزان گذشته و در داخل شهر تشکیل چندین آبشار را میدهد که مورد استفاده است. وشعبه دیگر که از شمال باختری شهر از سد معروف شادروان میگذرد و بطرف جنوب باختری جریان دارد. می گویند سد شادروان بدستور شاپور یکم و بدست قیصر دوم و رومیان که در آن زمان در اسارت ایران بودند ساخته شده و حدس میزنند که در ازمنه قدیم کلیه آب کارون در رشته شطیط جریان داشته و شعبه گرگر فقط به منظوراستفاده کشاورزی تهیه شده است. بند میزان توسط فتحعلیخان که یکی از سرداران صفویه بوده در سنه 6011 ه.ق. بازسازی گردیده ولی موفق به ساختمان آن نشد و نادرشاه افشار در مسافرت به خوزستان امر به تکمیل این داد و سد مزبور ساخته شد‚ ولی بعدا در نتیجه فشار آب و سیل خراب گردیده و سپس محمدعلی میرزا دولتشاه آن را تعمیر نموداما مجددا در نتیجه فشار شدید آب خراب شد. دو شعبه گرگر و شطیط در جنوب بند قیر به یکدیگر متصل و بسمت اهواز جاری میگردند.


سازمان اداری شهرستان شوشتر دارای سه بخش بنام مرکزی‚ گتوندو عقیلی است و از 138 قریه تشکیل شده و جمعیت شهرستان در حدود

65
هزار نفر است. مساحت تقریبی شهرستان 23500 کیلومتر مربع است. بخش مرکزی شهرستان شوشتر از 6 دهستان خیران‚ تیوند‚میانآب‚ کندزلو‚ سردارآباد و شاهولی تشکیل شده است. این بخش در بین بخشهای عقیلی و گتوند و شهرستان اهواز واقع و سکنه آن درحدود 81000 تن است.[مربوط به دهه های قبل] دو شعبه رودخانه کارون بنام گرگر و شطیط ازشمال به جنوب در این بخش جریان دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).

شهر شوشتر در850 هزار گزی تهران و 62هزار گزی شمال اهواز واقع است. شهر شوشتر یکی از شهرهای قدیمی کشور است و در روی تخته سنگهای کنار کارون بنا و بین دو شعبه از کارون بنام شطیط وگرگر (چهاردانگه و دودانگه) واقع شده است. هوای شهر گرم و درتابستان حداکثر حرارت در بعضی سالها نزدیک به 60 درجه است. شوشتر 61422 تن سکنه داشته است ولی امروز بیش از 51 هزار تنسکنه ندارد.‌‍[در دهه های قبل] این شهرستان بسیار قدیمی و دارای ابنیه و آثار و مسجد و امامزاده های متعدد است که معروفترین آنها بشرح زیر است:

1 -
مسجد جامع شوشتر که در زمان خلفای عباسی بنا شده.

2 -
قلعه سلاسل که امروز خرابه های آن مشاهده می شود.

3 -
بند میزان که در شمال خاوری شهر واقع است و رود گرگر از آن عبور میکند.

4 -
پل شاهپور که در شمال باختری شهر واقع است و امروزه خرابه های آن مشاهده میشود.

5 -
در شهر شوشتر و اطراف آن قریب 40 امامزاده وجود دارد. (ازفرهنگ جغرافیایی ایران ج 6)

چندین حریر و حله که پوشید بر درخت

مانا که برزدند به قرقوب و شوشتر.

 

 

 

نوشته شده در سه شنبه 8 مرداد1387ساعت 9:25 قبل از ظهر توسط کیمیا خانم| |


Design By : Night Skin