تبليغاتX

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

ترفند رایانه مذهبی عاشقانه روانشناسی....


ترفند رایانه مذهبی عاشقانه روانشناسی....

او « ويليام بيل اچ گيتس » مدير و رئيس طراحي نرم‌افزار بزرگترين شركت، مايكروسافت است.

درآمد شركت او تا ژوئن 2001 بيش از35/5  ميليارد دلار برآورده شده است و به گفتة‌ مجلة ‹ فورميس › بيل گيتس روزانه 2/75 ميليارد دلار درآمد دارد، ناگفته نماند كه شركت وي داراي بيش از 40/000 كارمند مي‌باشد و در60كشور جهان شعب مختلف دارد.

وي در 28 اكتبر 1955 در سياتل آمريكا پس از دو دختر بدنيا آمد، پدرش ‹ ويليام اچ گيتس › در سياتل وكيل بود و

 مادرش ‹ ماري گيتس‌ › معلم مدرسه و عضو هيئت مديرة‌ دانشگاه واشنگتن و رئيس بين‌المللي زنان در آمريكا...

بيل گيتس از همان دوران كودكي بچه‌اي زرنگ و باهوش بود و با فكر عمل مي‌كرد و معلمينش به آيندة او خوشبين بودند.

 

 

وي در يك مدرسة دولتي بسيار معمولي دوران دبستانش را گذراند و والدينش از آنجايي كه

 

متوجه شدند در چنين مدرسه‌اي استعدادش شكوفا نمي‌شود،‌ او را به مدرسة خصوصي ‹

 

ليك سايو › بردند... او در همان جا بود كه با مقدمات كامپيوتر آشنا شد و دريافت كه به

 

كامپيوتر علاقة وافري دارد، و در همان دوران نوجواني توانست برنامه‌هاي كامپيوتري را در

 

13 صفحه به رشتة تحرير درآورد. او اولين گام در جهت طراحي نرم‌افزار را با طراحي يك برنامه،‌ براساس بازي كودكان و بازي با اعداد رياضي برداشت

 

بيل و ‹ پاول آلن › دوست صميمي دوران مدرسه‌اش با علاقة زياد به شركت‌هاي كامپيوتري

 

مي‌رفتند و كاغذ پاره‌هاي آنان را جمع مي‌كردند و به مطالعة آن مي‌پرداختند.

 

جايي كه بيل سرانجام در سال 1973 در سن 18 سالگي وارد دانشگاه شد و در رشتة

 

رياضي تحصيلات خود را ادامه داد و به درجة‌ استادي رسيد! اما از آنجايي كه وي به

 

كامپيوتر علاقة بيشتري داشت رياضيات را كنار گذاشت؛ اما اوج كار او زماني بود كه

 

برنامه‌نويسي زبان بيسيك را براي اولين مايكرو كامپيوتر نوشت. او شب‌ها، هنگام

 

استراحت و پس از فارغ شدن از تحصيل علم، همچنان به مطالعه پرداخت، او پس از اتمام

 

تحصيل، دانشگاه را ترك گفت و تمام وقتش را در جهت توسعة مايكروسافت گذاشت،

 

همچنين در سال 1975 در سن 20 سالگي به كمك همان دوست دوران كودكيش پاول آلن

 

يك شركت كامپيوتري بسيار كوچك راه انداخت، تحقيقات او سرانجام باعث شد كه همگان به سادگي بتوانند از كامپيوتر استفاده كنند

 

 

و مردم با استفاده از نرم افزارهاي ساخته شده مشغول به كار شوند و از راه دور با يكديگر

 

ارتباط برقرار كنند. وي در همان سالهاي ابتدايي تأسيس شركت و ابداع برنامه‌ي

 

مايكروسافت 4 ميليارد دلار سود سرشار نصيبش شد...وي در سال 1999 كتاب

 

«بوسينيس» را به رشتة تحرير درآورد و در آن كتاب بسياري از مشكلات كسب و كار و تجارت از طريق شيوه‌هاي جديد و بديع را برطرف كرد...

 

 

كتاب وي به 25 زبان چاپ و در بيش از 60 كشور به فروش رفت و طرفداران زيادي در سراسر جهان پيدا كرد. در همان اوان كه شركت IBM از آنان خواست تا سيستم‌هايي براي PC هاي جديد طراحي نمايند، اين طراحي‌ها آغازي براي پانهادن به دنياي تجارت بود

 

 

 يك شركت سخت افزاري است كه نرم افزارهاي بيل گيتس را خريداري نمود و بر روي

 

كامپيوترهايشان قرار دادند و با اين كار كمك بزرگي از نظر مالي نصيب گيتس شد.

 

او هميشه بر اين عقيده بود كه هر كامپيوتري براي هر خانه و شركتي بايد كاربرد مربوطه

 

به آن محدوده و فرهنگ و فضا را داشته باشد. بايد كامپيوتر هر خانه با خانة‌ ديگر تفاوت

 

داشته باشد و عملكرد منحصر به فردي ارائه دهد و با اين ايده شروع به طراحي نرم‌افزارهايي نمود كه كامپيوترها را به صورت شخصي و خصوصي درآورد تا هر فرد بتواند براساس كار و علاقه‌ي خود از كامپيوتر و نرم‌افزار مورد نظرش استفاده نمايد

 

همين پيش بيني‌ها و عقايد او بود كه بيل گيتس را به اوج شهرت و ثروت رساند و دگرگوني عظيمي در صنعت كامپيوتر به وجود آورد. بيل گيتس به جز كتابي كه در سال 99 به چاپ رساند كه با فروش بسيار خيره كننده‌اي مواجه شد. نكتة جالب توجه اين كه وي بدون استفاده از سود شخصي كتابش را براي توسعه‌ي مهارت‌ها و تحصيل علم به دانشجويان دانشگاه آمريكا هديه داد.

نكتة گفتني ديگر درمورد او، اين كه گيتس فردي خير‌خواه و انسان دوست است و تمام تلاشش را براي ايجاد رفاه همگان مي‌داند. و بزرگترين نيكوكار دنيا نيز هست چرا كه بيشترين مبالغ كمك ها را به اين امر نيز كرده است

 

 

ازدواج در 39 سالگي

 

وي در اول ژانويه 1994 در سن 39 سالگي با « مليندا » ازدواج كرد و در سال 1996 صاحب

 

دختري به نام « جنيفر » و در سال 1999 صاحب پسري به نام « ردي جان » شد.

 

او هيچ‌گاه به ثروت اندوزي منفي نپرداخت. او و همسرش قسمتي از سرمايه‌ي خود را در

 

اختيار مردم قرار داد‌ه‌اند و حدود 21 ميليون دلار در سال خرج خوراك، پوشاك، كاشانه و

 

تحصيل افراد بي‌بضاعت در سراسر دنيا مي‌كنند. هم چنين كتابخانه‌ي عظيمي بنا نموده‌اند

كه مملو از كتابهاي مربوط به كامپيوتر است و در اختيار افراد طالب علم قرار داده مي‌شود.

 

در مناطق كم درآمد آمريكا و كانادا مدارس و مؤسسات آموزشي تأ‌سيس كرده تا جوانان و

 

نوجوانان بتوانند به طور رايگان به تحصيل بپردازند. او به تازگي 200 ميليون دلار براي خريد

 

كامپيوتر و مجهز نمودن كتابخانه‌ها هزينه كرده و بيشتر كتابخانه‌هاي آمريكا و كانادا را مجهز

 

به كامپيوتر‌هاي پيشرفته كرده است تا همگان بتوانند از علم روز استفاده كنند و بهره‌مند شوند.

وي مي‌گويد:‌ يكي از عوامل موفقيت من پذيرش انتقاد و برطرف كردن اشتباهاتم و داشتن اعتماد به نفس است. ما پيشرو در تكنولوژي اينترنت هستيم و اكنون آن را روز به روز گسترش مي‌دهيم.

وي فردي خود ساخته است و تمامي ثروتش را با دسترنج و تلاش خود به دست آورد و بدون اتكا به والدين يا سرمايه ديگري كار خود را انجام داد و به موفقيت رسيده است.

 

 

او كه ورزش مورد علاقه اش گلف است در گوشه‌اي از خاطراتش مي‌گويد:

 

« دوست دارم در 50 سالگي يعني تا پايان سال 2005 خود را بازنشسته نمايم، سخت است كه از شركتم دل بكنم و آن را كنار بگذارم، اما دلم مي‌خواهد پيش از بازنشستگي كاري جديد ارائه بدهم. »

 

بيل گيتس و ثروتش

 

بيل گيتس با ثروتش مي‌تواند كارهاي زير را انجام دهد و باز مقداري از آن باقي بماند :

·       او مي‌تواند 1394 سال حقوق مايكل جردن، گرانترين بسكتباليست آمريكا را بپردازد.

·       او مي‌تواند به تمام مردم دنيا « بالاي 5 ميليارد نفر » 7/46 دلار بدهد.

·       براي 19 سال تمامي هزينه‌هاي

بيل گيتس با ثروتش مي‌تواند كارهاي زير را انجام دهد و باز مقداري از آن باقي بماند :

·       او مي‌تواند 1394 سال حقوق مايكل جردن، گرانترين بسكتباليست آمريكا را بپردازد.

·       او مي‌تواند به تمام مردم دنيا « بالاي 5 ميليارد نفر » 7/46 دلار بدهد.

·       براي 19 سال تمامي هزينه‌هاي مدارس، دانشگاهها و مؤسسات آموزشي آمريكا را بپردازد

296 كپي مايكروسافت ويندوز 95 خريداري كند.

·       45/258/621 بار از سياتل به پاريس و بر عكس پرواز كند.

·       157 سال خرج نيروهاي صلح سازمان ملل را بپردازد.

 

تذكر : و البته  تنها دليل اينكه او توانست ميلياردر شود اين است كه  دولت آمريكا مواظب است كه  كسي ويندوز را كپي نكند و مطابق قانون كپي رايت  هر كس هم  كه ويندوز ميخرد  حتما حق و حقوق ميكروسافت را بدهد .  و البته ميكروسافت بيشترين ماليات ها را نيز  به صندوق دولت آمريكا وارد ميكند

 

نوشته شده در پنجشنبه 30 آبان1387ساعت 6:41 قبل از ظهر توسط کیمیا خانم| |

 

Add كردن ID بدون اجازه


ابتدا يك پروفايل بسازيد. سپس در قسمت My yahoo با همان پروفايل فرد مورد نظر را Add كنيد. وقتي اين كار رو كنيد كه طرف آفلاين است. بعد تا و قتي كه طرف Acceptيا Deny رو نزده پروفايلي كه ساختيد رو Delete كنيد

 

 

 

چگونه در ياهو مسنجر هميشه ONline باشيم


مراحل زير را طي كنيد تا آي دي شما در ياهو مسنجر هميشه روشن بماند! در اين حالت مي توانيد همواره يك Status را كنار آي دي خود به نمايش گذاريد در حالي كه آنلاين نيستيد!!!
توسط ياهو مسنجرSign in كنيد سپس وارد منو messenger قسمت Preferences شويد از منو سمت چپ وارد بخش Connection شويد از منو سمت راست Firewall With No Proxy را انتخاب كنيد
از ياهو مسنجر خارج شويد و بكلي ياهو مسنجر را ببنديد. حالا اگر با يك آي دي ديگر وارد
ياهومسنجر شويد مي بينيد كه آي دي شما روشن مانده است! به همين سادگي!

 

 

 

فهرست كساني كه از ياهو مسنجر شما استفاده كرده اند


در RUNبرنامه regedit را اجرا كنيد و وارد شاحه هاي زير شويد:
HKEY_CURRENT_USER > Software > Yahoo > Pager > Aim > UserSetting
در آخر زير شاخه هاي شاخه UserSetting را باز كنيد كه در آي دي هاي لوگين كرده توسط مسنجرتان را مي بينيد در ضمن در شاخه زير نيز مي توانيد آي دي هاي لوگين كرده را مشاهد كنيد:
C:\Program Files\Yahoo!\Messenger\Profiles
بجایC به داريو محل نصب ياهو مسنجر رويد


انتقال Add List از یک آی دی به آی دی دیگر توسط یاهو مسنجر ۷
ID جدیدتون رو ADD کنید بعد انتخابش کنید و کلیدهای CTRL + Shift +M رو بفشارید
حالا از این پنجره باز شده ID هایی که دوست دارید Add کنید رو انتخاب کنید
و اگر همه رو می خواید Select All رو انتخاب کنید .. بعدش ok ... خوب حالا وارد ID جدیدتون بشید و پیغامی که از ID سابقتون اومده رو نگاه کنید
View Contacts رو انتخاب كنيد تا ليست ID ها خودتون رو مشاهده کنید
بقیه اش هم دیگه خیلی ساده است خودتون متوجه می شوید
مثل مرحله اول انتخاب ID و ok ....

 

 

 

چگونه جلوي آي دي خود در مسنجر آبي تايپ کنيم


shift+1 گرفته و در آخر alt+0160 براي اين کار نوشته خود را تايپ کرده بعد . نکته:بايد 0160 را از سمت راست کيبورد و 1 را از عدد هاي بالاي کيبورد نوشته. مثال: zendegi+(alt+0160)+shift+1 ! zendegi که ميشود


چگونه بفهميم آي دي مورد نظر تو کدوم رومه؟


هنگام PM با فرد مورد نظر منوي فايل رو باز كنيد و Go To Chat User...رو انتخاب كنيد.بعد از دادن IDمورد نظر و زدن okوارد رومي ميشويد كه فرد مورد نظرتون اونجاست.ميتونيد از طريق منوي پايين رو كه كنار ID خودتون از طريق يكidديگه كه طرف نميشناسه وارد بشيد كه طرف نفهمه شما وارد شديد

 

 

 

كار كردن همزمان با چندين ID در ياهو

در ياهو مسنجر خود به منو بالا ميرويد و گزينه messenger را انتخاب كرده و در منو اي كه باز ميشود گزينه my profiles را انتخاب مي كنيد بعد از اين كار پنجره اي بزرگ باز ميشودكه بوضوح مي توانيد گزينه Create/edit my profilesرا مشاهده كنيد . روي آن كليك كنيد.بعد از كليك مرور گر شما فعال ميشودو صفحه اي را باز ميكند كه در راس
آن صفحه مي توانيد گزينه Create New Public profile را ببينيد .روي آن كليك كنيد. صفحه اي باز ميشود كه تقريبا مانند صفحه است كه شما در آن email ميسازيد .
گزينه ها را پر كنيد و در اولين قسمت كه يك كادر بزرگ است ID كه ميخواهيد به عنوان زير مجموعه براي ID اصلي خود بسازيد، بنويسيد.به عنوان مثال:test059
بعد از اينكه ليست را كامل كرديد در پايين صفحه دكمه creat profile را بزنيد .حال اگر ID مورد نظر شما قبلا اشغال نشده باشد صفحه اي باز مي شود كه نمايان گر ساخت ID جديد و مجازي ميباشد.حال يك دور از ياهو مسنجر خود خارج شويد و دوباره وصل شويد .سپس دوباره به قسمت profile ياهو مسنجر خود برويد بايد ID مجازي را كه ايجاد كرديد , تيك خورده آنجا باشد.
حال مثلا شما ميخواهيد با دوست خود چت كنيد در صفحه اي كه باز ميشود ID شما به صورتي است كه ميتوانيد ان را عوض كنيد و سپس با دوست خود با ID ديگري چت كنيد.
براي دوست شما صفحه اي ديگر باز ميشود كه عنوان فرستند آن ID ديگر شما ميباشد. و حتي طوري است كه مي تواند شما را با ان ID ديگر حتي add كند.

نوشته شده در پنجشنبه 30 آبان1387ساعت 6:34 قبل از ظهر توسط کیمیا خانم| |

به نام خدا

 

شکلاتهایی که داخل آنها توت فرنگی است

تنها یک شکلات در داخل جعبه وجود دارد که کاغذ پیچیده به دور آن ، نشان می دهد داخلش توت فرنگی است . تحقیقات نشان می دهد افرادی که به دنبال این شکلات غیر معمول هستند ، دوست دارند که کمی با دیگران متفاوت باشند و نسبت به این مساله نیز احساس غرور می کنند .

هیچ گاه با جمع یکسان نیستند و از درون احساس منحصر به فرد بودن می کنند و دوست دارند دیگران هم آن را بدانند . اگر تمام بچه ها برای رفتن به سینما نقشه بکشند ، شما رفتن به پارک یا تئاتر را ترجیح می دهید . شما از اینکه خلاق و غیر عادی به نظر بیایید ، لذت می برید و این دلیل منحصر به فرد بودن شماست !

شکلاتهای سفتی که داخل آنها بادام است

افرادی که شکلاتهای سفت و سخت را دوست دارند ، یعنی شکلاتهای با بادام ، بادام زمینی و یا گردو ، معمولاَ افرادی سنتی هستند که همیشه خود را مانند کوه مقاوم می بینند . شما خود را مانند کوهی می بینید که اعضای خانواده می توانند به شما تکیه کنند . شخصیت (( شکلات بادامی )9 شما زبانزد همگان است و شما به این توان و قدرت خود افتخار می کنید . این همت و غیرت شما به شما اجازه می دهد که یک محیط امن برای خانواده خود درست کنید . شما با کمک دستان و نیروی فکری خود ، مشکلات را از سر راه بر می دارید .

شکلاتهای کارامل دار

اگر عاشق شکلاتهای کارامل دار هستید ، هیچ گاه احساس و علاقه خود را به چیزهای بچگانه و گاهی اوقات مسخره ، از دست نمی دهید . شکلاتهای کارامل دار ، شکلاتهای استانداردی هستند که هر کس در بچگی آنها را امتحان کرده ، صد در صد برای مدتی عاشقش بوده است . هیچ شکی نیست که این شکلاتها ، محبوبترین شکلات نزد بچه هاست . اگر هنوز آنها را دوست دارید ، روان شناسان می گویند که شما هنوز قلباَ یک بچه هستید و در عوالم بچگی خود سیر می کنید ! و بسیاری از عکس العملهای شما نیز ناشی از همین رفتار است .

شکلاتهای کرم دار

تعداد شکلاتهای کرم دار از ا نواع آن بیشتر است ! تحقیقات نشان می دهد که این شکلاتها بسیار محبوب و مورد علاقه همگان است . افرادی که عاشق این نوع شکلات هستند ، خود را سنت گراهایی می دانند که ترجیح می دهند همه چیز را با ارقام حساب کنند . این امر حتی شامل دیگر افراد ، شغل افراد و موارد دیگر هم می شود ! شما دائماَ به دنبال چیزهای نو هستید هر چند اصل برای شما (( کلاس بالا )) بودن وسیله مورد نظر است . حمایت شما از افراد خانواده نیز بی نظیر است ! شما دوست دارید این حالت خود را به رخ دیگران بکشید ، حتی اگر این افراد ، خانواده شما باشند !

شکلاتهای لقمه ای مانند ((ترافل )) ها

بیشتر از دیگر شکلاتها ، علاقه بیشتری به این نوع شکلاتها وجود دارد . بر اساس تحقیقات به عمل آمده ، افرادی که عاشق انواع شکلاتهای لقمه ای هستند ، نسبت به همه چیز خود را برتر دیده و خود را لایق بهترین ها می دانند و درست مانند آنها ، شما بیشترین ارزش را برای خود قائل هستید ! ( این شکلاتها معمولاَ گران ترین شکلاتها هستند ) حتی اگر قادر به خرید بهترین بلوز ابریشمی نباشید ، اما می دانید که این بلوز زیبا تنها برازنده شماست و سعی می کنید حتی اگر مدتها طول بکشد با به دست آوردن آن ، برای خود جشن کوچکی بگیرید ! شخصیت لقمه ای شما ممکن است لایق بهترینها باشد ، اما این ((بهترین )) ها همیشه تنها محدود به شما نمی شود ! فراموش نکنید

 

 

نوشته شده در پنجشنبه 30 آبان1387ساعت 6:30 قبل از ظهر توسط کیمیا خانم| |

 

نوشته شده در یکشنبه 26 آبان1387ساعت 6:35 بعد از ظهر توسط کیمیا خانم| |

ختران بسته بندی ، پسران فله ای25 آبان 87 - 12:09 دختران بسته‌ای، پسران فله‌‌ای! (آرش قمیشی) دخترها زودتر از پسرها بالغ می‌شوند، مطئنم این را بسیاری می‌دانند. این بلوغ تنها فیزیکی نبوده بلکه بعد عقلی را نیز در بر می گیرد. به عبارت شفاف، زمانی که یک دختر 10 ساله و یک پسر در همین سن را کنار هم می نشانید در می یابید یک دختر بسیار بهتر و سریعتر مسایل را درک و تحلیل می‌کند. این ماجرا ادامه دارد تا بعد از مدتی معادله سیر نزولی به خود می‌گیرد. یعنی جای دختر و پسر از سن 19 یا 20 سالگی به آهستگی به بعد عوض شده و از این جاست که این فاصله میان دو جنس شروع به افزایش پیدا می‌کند. سبب اش واقعاً چیست؟ چرا باید اینگونه باشد؟ این پدیده درست از زمانی شروع می‌شود که مادر یا پدر تصمیم می‌گیرند دختر را از بقیه جدا کرده، ارتباطاتش را با جامعه کم نمایند. دختر بینوایی که تا دیروز به راحتی بازی می‌کرد، شادی می‌کرد،‌ و با دوستانااش شیطنت، از این لحظه دیگر نمی‌تواند. زیرا مادر احساس خطر می‌کند و آن را مدام به دخترش القا می‌نماید، دختر باید پس از کار یا دانشگاه در گوشه خانه بنشیند، اصول خانه‌داری را یاد بگیرد! برخی از مادرها و پدرها در این سنین ارتباط دختران شان را با بیرون قطع نموده و شروع می‌کنند از عقاید خود در گوش دختر خواندن! اینکه چطور باید خویشتن‌دار باشد،‌ علایق اش را به آینده موکول کند، یا بهتر بگویم خودکشی روحی کند و همه این‌ها در حالی است که برای پسری که در همان خانه زندگی می کند پیشنهاد آمرانه ای ندارند! مضحک است اما از نظر آنان اتفاقا برای پسر ضروری است شیطنت کند. چه، نشان دهنده سلامت روانی اوست! پسر آنها در اجتماع ول می‌گردد، و آزاد است هر غلطی می‌خواهد بکند. خوب البته فقط چون یک پسر است! از سوی دیگر پسران نیز ناگهان هم‌بازی‌های جنس دیگر را از دست می‌دهند. آن‌هایی که شاید تا دیروز از سر و کول هم بالا می‌رفتند در این سرزمین تبدیل می‌شوند به دو دسته، دسته اول آدم‌های بسته‌بندی شده به همراه برچسب گارانتی برای اینکه تا زمان لازم (ازدواج) نو و آکبند بمانند؛ مبادا که دستمالی شده، هوا خورده و از ارزششان کم بشود؛ و دسته دوم آدم‌هایی (پسرهایی) که باید حسابی هوا بخورند وگرنه خام و غیرقابل اتکا می‌شوند! (نگاه ابزارگونه و همچنین تناقص در رفتار عرف جامعه را می‌بینید) این پدیده اجتماعی یکی از نتایج کوچکاش این می‌شود که سن بلوغ پسران نیز پایین می‌آید. شما عملاً می‌بینید که در همین شهر تهران، یک پسربچه 11-12 ساله به راحتی فحش‌های رکیک جنسی می‌دهد! مثل آب‌نبات حتی به دخترهای دانشجوی و دانش آموز بزرگتر از خودش متلک می‌پراند و نیشش نیز تا بناگوش باز می‌ماند!‌ جامعه و فرهنگ ایرانی چه می کند؟ به شما گوشزد می‌کند که او یک پسر است! مجاز است که همه‌جا را به آتش بکشد، بالا برود، سقوط کند، بشکند، هر چه ‌خواست بنوشد، هر که را می‌خواهد ببوسد، در آغوش بگیرد یا حتی شلوارش را پایین کشیده ترتییش را بدهد! چون باید تجربه کسب کند. خوب نیست چشم و گوش بسته بماند و شب موعود زیر نور شمع کتاب خودآموز باز کند! باید مرد زندگی شود. باید ارتباط داشته باشد،‌ باید خود دوستان اش را برگزیند، اما یک دختر نه، برای انتخاب دوست باید دوستان اش را از پنجاه فیلتر مدرن و الک سنتی بگذراند! مادر تصور می‌کند هر لحظه ممکن است دخترش فاسد شود، دزدیده شود، اغفال شود، سوراخ شود! پس نباید با هرکسی دوستی برقرار کند. باید با یک دختر ساده و بدبخت مثل خودش رفیق بشود تا مبادا چشم و گوشش باز شود! می‌دانید چرا؟ چون او یک دختر است! این نگاه در ظاهر دلسوزانه و در باطن احمقانه و خنده دار ما به جنسیت دختران است. دیدگاهی که آن ها را در برابر شرایط جامعه واکسینه نمی کند فقط بلوکه می کند. طبیعتا آدم واکسینه همیشه امنیت و آرامش دارد اما انسان بلوکه به محض قدم گذاشتن به فضای بیرونی احتمال مبتلا شدن اش به بیماری حتی از یک پشه اجتماعی هم وجود دارد! این می‌شود فاجعه امروز جامعه ما، بروز انواع افسردگی‌ها در میان دختران بلوکه شده. دختر حتی نمی‌تواند با هم جنسان خودش به راحتی «تبادل اطلاعاتی» داشته باشد چون او هم مثل خودش گیج و درمانده است. این می شود که در نگاهی بدبیانه به همه پسرها بی اعتماد می شود و اگر کمی عمیق تر نگاه کند از دختران بیشتر بدش می آید! در جامعه اکنون ما یک پسر به راحتی در هر زمان که بخواهد با دوستانش به سینما، نمایشگاه، توچال، استخر و خیابان می‌رود اما دختر بینوا باید هر روز مسیر از مدرسه تا خانه‌اش را برای بزرگترها تشریح کند! برای هر کارش باید بیش از یک دلیل بیاورد و چراغ سبز خواسته بعدی اش را از نه والدین اش که پلیس های زندگی اش دریافت کند. او همه جا با پلیس مواجه است، پلیس خانوادگی، پلیس اجتماعی، و در نهایت پلیس قضایی! پسر می‌رود و می‌گردد، تفریح می‌کند، تجربه می‌کند اما همه این‌ها برای یک دختر زشت است یا شرایط دام افکن. گردش برای دختر یعنی ولگردی! راحت حرف زدن یعنی چشم دریدگی! تجربه یعنی چشم و گوش باز شدن! اطلاعات به درد بخور برای او یعنی همین که بفهمد هر لحظه ممکن است از او سو‌استفاده کنند! مسخره است نه؟ پسر اطلاعات را از جهان خارج می‌گیرد و رشد مضاعف می‌کند، و دختر نحوه پخت قورمه سبزی را از جهان داخل یاد می‌گیرد و یک قدم به تبدیل شدن به موجودی برای مردان نزدیک تر می شود! در نتیجه شرایط غالب این می شود که پسر بالغ می‌شود، احساس بزرگ شدن و ابراز وجود می‌کند، در بحث‌ها شرکت می‌کند و نظرش را به راحتی می‌گوید‌ در حالیکه دختر از زمان بلوغ تقریبا اطلاعاتی بدست اش نرسیده و آنچه را هم می‌داند آنقدر سانسور شده که استفاده مفیدی از آن نمی‌تواند بنماید. او در این موقعیت تا حدود زیادی اعتماد به نفسش را از دست داده است، و همین زمینه‌ساز بسیاری از انتخاب‌های اشتباه یا به راحتی سو‌استفاده‌ها از او می‌شود!!!‌ در اکثر مواقع به او اجازه ابراز وجود نداده‌اند زیرا باید با صلاحدید دیگران و نه خودش زندگی کند. به مرور زمان او اینقدر ساکت شده که هنگامی که در جمع شروع به صحبت کردن نیز می‌کند آنچنان نگاه‌ها روی صورت اش سنگینی کرده که یا از خیر بیانش می‌گذرد یا می‌گوید هر چه شما بگویید! به ندرت دیده ام دختری را که بدون بلوکه کردن و دوری از مردان بتواند راه بهتری برای محافظت از خود داشته باشد! در فضای فکری امروز دختران ما هنوز این مساله صحت دارد که پاک ماندن یعنی از هیچ چیز به جز سکس دوری کردن و برای فرار از پیشنهادهای سکسی کل دنیای خود را قفل کردن! دیروز با یکی از همکاران صحبت کردم، از همسرش که پرسیدم گفت دختری بی‌نظیر است. مظلوم و آرام! ساکت و وابسته! بنده خدا را اگر در کوچه رهایش بکنی گم می‌شود! طفلکی اگر یک جا من در کنارش نباشم ممکن است از بغض گریه کند!! آرش، خوشحال ام او را پیدا کرده ام این روزها چنین دختران پاکی کمتر دیده می شوند. در دلم به او گفتم خاک بر آن کله پوک، اگر افتخارت این است. این مردان نادان زن نمی‌خواهند ، موجودی برای دوشیدن و حض بردن می‌خواهند. برای اینکه یوغ بر گردنش بیندازند، و از او کار بکشند تا جلوی اش غذا بیندازد و آن مردک هر غلطی هم که کرد خیالش راحت که مهم نبوده و نباید مسئولیت اش را به گردن بگیرد. اگر هم لازم شد 2 تا توی سرش بزند تا فرمان‌برداری کند! این شاید تعریفی از همه مردان و زنان ایرانی نباشد اما شک ندارم سرنوشت 60درصد زنان ایرانی و خواسته تحقق یافته یا نیافته 90 درصد مردان ایرانی است. آیا یک زن باید مثل یک احمق زندگی کند تا به او بگویند پاک و مظلوم! آیا باید گیج و خنگ باشد تا به او بگویند بی‌نظیر!؟ واقعا این چه رسم و عرفی است که به راه انداخته‌ایم؟ تا کی می‌خواهید خود را مسخره دنیا کنیم؟ ارتباطات را قطع می‌کنیم تا از انحراف، وابسته شدن یا به سکس افتادن جلوگیری نماییم؟ این است تئوری ما که گوش فلک را کر کرده است! اسمش را نیز می‌گذارید ارزش یا نجابت! نجابت در درون روابط ارزش دارد نه در گوشه خانه. اخدای بزرگ! مگر نه اینکه پسر نیز در همان خانواده بزرگ می‌شود، پس چرا او نباید منحرف شود؟ پس چرا او نباید نجیب باشد؟ و اگر منحرف می‌شود اشکالی ندارد؟ ما با این کار ارزش‌های انسانی را عوض کرده‌ در برابر باد نظریه های دلخواه اجتماعی چال کرده ایم. بنده خدایی داشت در تاکسی برای بغل دستی‌اش از دوست دخترش می گفت. از جمله اینکه دختر با حالی است، خوشگل است و با کلاس. نوار خارجی گوش می‌دهد! خیلی می‌فهمد، کتاب متن آهنگ‌های پینک‌فلوید را از بر است، رقص باله می‌داند، موبایل‌اش هم HTC است. واقعا این‌ها شده ارزش؟ البته شاید هم حق دارد چون در این ویرانه آباد یک چنین فردی باید یکم روشن‌تر باشد! زشت نیست؟ جلوی اطلاعات و ارتباطات را می‌بندیم و در مقابل جفنگیات چپ جایگزینش می‌کنیم. طبیعی است زمانی که یک دختر نتواند بار ذهنی قابل قبولی پیدا بکند، نتواند صاحب تجربه و سنجش‌های اجتماعی باشد، نباید هم بتواند روشن و باز فکر کند. نباید هم بتواند اعتماد کند. نباید هم راحت تصمیم بگیرد. وقتی اطلاعاتش به روز نیست نمی‌تواند راه حل ارائه بدهد یا خود را از خطرات احتمالی برهاند. البته گمان می‌کنم این در ایران یک واقعیت تاریخی تلخ است که گاهی دختران را رسماً از لحاظ اطلاعات فقیر نگاه می‌دارند تا بتوانند از او انسانی دنباله‌رو و مطیع بسازند. اتفاقی که در کشورهای عربی به طرز بسیار بسیار بدتر و وحشتناک‌تری رخ می‌دهد، به گونه‌ای که تغییر جنسیت روزافزون زنان عربستانی فاجعه قرن این قومیت است. باز خدا را شکر که ما در نبرد با تابوهای غلط آن‌‌ها 50 سال جلوتریم! زمانی که یک وسیله جدید مثل تلویزیون یا تلفن برای خانه خریداری می‌شود چه کسی آن را راه اندازی می کند، پدر یا پسر در حالیکه این کار برای زنان یا دختران یک کار دشوار یا خطرناک نیست! اما گاهی آنها را از این کار نهی می‌کنند به خاطر خطراتش! نتیجه این می‌شود که در ایران کمتر دختری را می‌بینید که برای کارهای فنی وابستگی کامل به مردان نداشته باشد! این بخشی دیگر از واقعیات فرهنگ ماست، چه بخواهیم و چه نخواهیم. در نتیجه دخترخانمی که شیوه‌های صحیح کدگذاری را نیاموزد،‌ ترغیب به تحلیل و تجزیه نشود، تشویق به مطالعه کتاب ها و منبع های جدی و علمی (نه کتاب های شعر و فال و چیپ روانشناسی) نشود، در خلا اطلاعاتی گرفتار شود و بار علمی پیدا ننماید صندل روباز برایش می‌شود ارزش، موبایل بازی برایش می‌شود دلمشغولی، رنو مگان دوست پسر می‌شود دلخوشی!! که تازه آن ماشین هم متعلق به پدر آن پسر است!! کافی شاپ بازی می‌شود برنامه هفتگی‌اش، شلوارش بهترین مارک دوخت ترکیه! کلاس شخصیتی‌اش خلاصه می‌شود در عینک آفتابی یا نحوه چند قلم آرایش یا کلاس زبانی که می رود!‌ مسلما یک دختر وقتی اینقدر دیدش ضعیف بگردد عملا دیدگاهش عوض می‌شود و از هر موقعیتی به عنوان میدانی برای نمایش خود استفاده می‌کند، از محیط ورزش، از محیط دانشگاه، از محیط دوستی، از محیط هنری و حتی از یک پیاده‌روی ساده! مثل برخی از دختران امروزی که راه‌روهای دانشگاه، سالن بانک ها یا حضور کاری در شرکت ها را با سن سالن Fashion اشتباه گرفته‌اند! یا مثل کوه‌پیمایی‌های دختری که با لباس آخرین مدل و آرایش آنچنانی ارتفاعات درکه را طی می کند، لابد فکر هم می‌کند خیلی خوش کلاس عمل کرده است! در دکه سید دارآباد قلیون می‌کشند و یا پشت تخته سنگ‌های دربند آب‌جوی هلندی می‌خورد! وقتی دریچه‌های اطلاعاتی و به خصوص ارتباطی را با ابزار غیرقابل انعطاف اخلاق می‌بندید و با طناب تفکرات من‌درآوردی گره می‌زنید نتیجه‌ای بهتر از این نمی‌شود. دریچه‌های اطلاعاتی و ارتباطی را باز کنید. یک دختر خانم مجاز است هرطور که دوست دارد زندگی کند به شرطی که ناقص آزادی‌های دیگران نباشد. دختر باید روش‌های زندگی را بشناسد و در نهایت از میان آن‌ها پس از مشاوره با بزرگتر، با اطمینان و رضایت یکی‌اش را انتخاب کند. اشتباه جامعه ما این است که به زور می‌خواهد به دختر روش زندگی کردن را تزریق بکند! ضربه مهلک عرف ما به این نیمه مهم جنسیتی این است که اصرار دارد آن‌ها را به یک گونه خاص بسته‌بندی کند! دختران بسته‌بندی شده! این یک شکاف رفتاری است. و همین شکاف آنقدر بر روی جوانان تاثیرات بد گذاشته که سال‌های سال است که پسران به دختران، و دختران به پسران می‌گویند جنس مخالف! کدام جنس مخالف؟ مگر نه اینکه خداوند در قرآن زن و مرد را مکمل و آرامش‌بخش هم می‌داند. آیا کاسه داغ‌تر از مکتب‌مان شده‌ایم. چرا نمی‌گوییم جنس مکمل؟ چرا در این مورد نه فرهنگ ما و اصول دینی که به آن تشویق می‌شویم حتی سخن خداوند را نادیده می‌گیرد! خیال می کنم که یک دختر خود باید دست به انتخاب بزند و گیرنده‌های ذهنی‌اش را آنقدر تغییر موقعیت دهد تا فرکانس‌های خوشبختی‌اش را بیاید. او مغز دارد، او خود یک LNB هوشمندانه دارد. او حق دارد به زمان اش، بخندد، مخالفت کند، سفر نماید، سکس کند، ریسک کند، تجارت کرده و یا حتی ازدواج نماید. در پایان باید بر این مساله انگشت تایید بنهم که هیچگاه نظرات من، همیشه بر همه دختران و پسران عمومیت نداشته و تنها نشانگر بخشی از افراد موجود در جامعه ماست. یا حق آرش قمیشی

نوشته شده در یکشنبه 26 آبان1387ساعت 6:29 بعد از ظهر توسط کیمیا خانم| |

به نام خدا

1 – عرض کرد می خواهم داناترین مردم باشم .فرمود : از خدا بترس

2 – عرض کرد می خواهم از خاصان در گاه خدا باشم . فرمود : شب و روز قران بخوان

3 – عرض کرد می خواهم همیشه دل من روشن باشد . فرمود : مرگ را فراموش مکن

4 -  عرض کرد می خواهم همیشه در رحمت حق باشم . فرمود : با خلق خدا نیکی کن

5 – عرض کرد می خواهم از دشمن به من افتی نرسد . فرمود : همیشه توکل به خدا کن

6 – عرض کرد می خواهم در چشم مردم خار نباشم . فرمود : پرهیزگار باش ( از گناه دوری کن )

 

7 – عرض کرد می خواهم عمر من طولانی باشد . فرمود : صله رحم کن

8 – عرض کرد می خواهم روزی من وسیع شود . فرمود : همیشه با وضو باش

9 – عرض کرد می خواهم به اتش دوزخ نسوزم . فرمود : چشم و زبان خود را ببند

10 – عرض کرد می خواهم بدانم گناهانم به چه چیز ریخته می شود . فرمود : به تضرع و توبه به حال بیچارگی

 

11 – عرض کرد می خواهم سنگین ترین مردم باشم . فرمود : از کسی چیزی مخواه

12 – عرض کرد می خواهم پرده عصمتم دریده نشود . فرمود : پرده کس را ندر

13 – عرض کرد می خواهم گورم تنگ نباشد . فرمود : مداومت کن به قرائت سوره تبارک

14 – عرض کرد می خواهم مال من بسیار شود . فرمود : مداومت کن به سوره واقعه هر شب

 

15 – عرض کرد می خواهم فردای قیامت ایمن باشم . فرمود : میان شام و خفتن بذکر خدا مشغول باش

 

16 – عرض کرد می خواهم خدای تعالی را در نماز حاضر یابم . فرمود : در وقت ساختن وضو بسیار دقت کن

 

17 – عرض کرد می خواهم از خاصان باشم . فرمود : در کارها راستی و درستی پیشه کن

18 – عرض کرد می خواهم در نامه عمل من گناه نباشد و همیشه خیر و خوبی باشد . فرمود : به پدر و مادر نیکی کن

 

19 – عرض کرد می خواهم برای من عذاب قبر نباشد . فرمود : جامه ی خود را پاک نگهدار

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه 26 آبان1387ساعت 6:25 بعد از ظهر توسط کیمیا خانم| |

 

جواب سلام را با علیک بده ،

جواب تشکر را با تواضع ،

جواب کینه را با گذشت ،

جواب بی مهری را با محبت ،

جواب ترس را با جرأت ،

جواب دروغ را با راستی ،

جواب دشمنی را با دوستی ،

جواب زشتی را به زیبایی ،

جواب توهم را به روشنی ،

جواب خشم را با صبوری ،

جواب سرد را به گرمی ،

جواب نامردی را با مردانگی ،

جواب همدلی را با رازداری،

جواب پشتکار را با تشویق ،

جواب اعتماد را بی ریا ،

جواب بی تفاوتی را با التفات،

جواب یکرنگی را با اطمینان،

جواب مسؤلیت را با وجدان ،

جواب حسادت را با اغماض،

جواب خواهش را بی غرور،

جواب دورنگی رابا خلوص،

جواب  بی ادب را با سکوت ،

جواب نگاه مهربان را با لبخند ،

جواب لبخند را با خنده ،

جواب دل مرده را با امید ،

جواب منتظر رابا نوید ،

جواب گناه را با بخشش،

و جواب عشق چیست جز عشق ؟

همیشه جوابه های ، هوی نیست .

جواب خوبی را با خوبی بده .

جواب بدی را هم با خوبی بده .

هیچ وقت جواب سر بالا نده .

هیچ وقت هیچ چیز و هیچ کس را بی جواب نگذار.

 

مطمئن باش هر جوابی که بدهی "یه روزی، یه جوری، یه جایی"به تو باز می گردد!!

نوشته شده در چهارشنبه 22 آبان1387ساعت 10:2 بعد از ظهر توسط کیمیا خانم| |

n      اشكي كه بي‌صداست پشتي كه بي‌پناست دستي كه بسته است پايي كه خسته است دل را كه عاشق است حرفي كه صادق است شعري كه بي‌بهاست شرمي كه آشناست دارايي من است ارزاني شماست

 

n      ): دبيرستان به عنوان موضوع انشا اين مطلب داده شد که ''شجاعت يعني چه؟'' محصلي در قبال اين موضوع فقط نوشته بود : ''شجاعت يعني اين'' و برگه ي خود را سفيد به ممتحن تحويل داده بود و رفته يود ! اما برگه ي آن جوان دست به دست دبيران گشته بود و همه به اتفاق و بدون استثنا به ورقه سفيد او نمره 20 دادند

 

---  عميق ترين درد در زندگي مردن نيست بلکه نداشتن کسي است که الفباي دوست داشتن را برايت تکرار کند و تو از او رسم محبت بياموزي

 

n      تحمل تنهايي از گدايي دوست داشتن آسان تر است و تحمل اندوه از گدايي تمام شادي ها آسانتر است

 

n      ظ): هميشه براي کسي بخند که ميدوني به خاطر تو شاد ميشه... واسه کسي گريه کن که ميدوني وقتي غصه ‏داري و اشک ميريزي برات اشک ميريزه... براي کسي غمگين باش که در غمت شريکه... عاشقه کسي ‏باش که دوستت داشته باشه

 

n      يادمان باشد اگرشاخه گلي چيديم وقت پرپر شدنش سوز و نوايي نکنيم پــر پروانه شکستن هــــــنــر نيست گر شکستيم ز غفلت من و مايي نکنيم يادمان باشد ســــر ســــــجاده عشق جز براي دل مــحبوب دعـــــائي نکنيم يادمان باشد از امروز خطائي نکنيم گر در خود شکنيم هيـچ صدائي نکنيم يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بي سر و پايي نکنيم

 

n     مي دوني زيباترين خط منحني دنيا چيه ؟ لبخندي که بي اراده رو لبهاي يک عاشق نقش مي بنده تا در نهايت سکوت فرياد بزنه : دوستت دارم

 

 

n     جهنم زماني است که شما داراي: اتومبيل آمريکايي، زن بريتانيايي، خانه چيني، غذاي آلماني و حقوق ايراني باشيد. بهشت زماني است که شما داراي: حقوق آمريکايي، خانه بريتانيايي، غذاي چيني، اتومبيل آلماني، و زن ايراني باشي

 

 

 

n      سهم من از شب شايد همان ستاره اي باشد که هميشه پنهان است هميشه هميشه هميشه و يا به قول قاصدکها ستاره ي من همان است که پيدا نيست

 

n     شباهت مردا با خط تاليا: خيلي ارزونن... زياد اعتبار ندارن... دل خوش کنونن... کلاستو اساسي ميارن پايين... مال بد بيخ ريش صاحبشه... ( با پوزش از خدمت آقايون

 

n      : زندگي در نگهم گلزاري است و تو چون نيلوفر شاخه پر گل اين گلزاري گل چو پژمرده شود جاي ندارد در باغ کس نگيرد ز گل مرده سراغ تو گلي دسته گلي صد رنگي خويش را خوار مبين به ره باد مرو آن که گرد همه گلها به هوس مي چرخد بلبل عاشق نيست بلکه گلچين صيد کرداري است که کمين کرده براي گل باغ اي سراپا الماس قدر خود را بشناس

 

 

n      با آن چه که به شما مي بخشند زندگي را مي گذرانيد، اما با آن چه که به ديگران مي بخشيد زندگي جديدي خواهيد ساخت."—وينستون چرچيل

 

 

سخـت ميــترسم که چشمم تا هميشه تر بماند عقــده هاي زخمــيم در گوشــه ي دفتر بماند شعله ي چشمت بگيرد در نگاهم تــا همــيشه در زلال اشـــکـــــهايم شـــاخ نــيلــوفر بماند بغضهاي کهنه ي من روي دستم مانده امشب ترسم اين آتشـفشان در وسـعت خنــــجر بماند نيمه شب باران بگيرد خلوت خاموش چشمم خاطرات خيس من تا صـبح ،پشت در بماند در هجــوم ازدهام اين خي

 

 

نوشته شده در چهارشنبه 22 آبان1387ساعت 9:56 بعد از ظهر توسط کیمیا خانم| |

به نام خدا

 

رشتيه يه کتا ب چاپ ميکنه اول جلدش مينويسه:تقديم به پدرم که بهترين دوست بابام

از قزوينيه مي پرسن از چه خطي بيشتر خوشت مياد؟ ميگه از خط نابينايان ميگن چرا؟ ميگه نميدوني چقدر سوراخ داره

 

سه نفر پليس مخفي ميشن. الان نيروي انتظامي 4 ساله دنبالشون مي گرده بهشون حقوق بده

 

 

 

بعد از حل شدن مساله پلنگ صورتي و نداشتن اعضايي حياتي ، بزرگترين مشغله فكري كودكان ايران اينه كه چرا داداش كايكو دستمال قدرتشو تو جيب خودش نميذاشت

به تركه مي گن صورتت چرا قرمزه؟ مي گه چش خورده.مي گن يعني چشمت زدن؟ مي گه نه باب چش شلوار خورده

 

اخونده دختر پسر رو لب تو لب تو مسجد ميبينه ميره ميگه مگه شما خانواده ندارين حيا ندارين دين ندارين ايمان ندارين پسره ميگه چرا حاج اقا همه اينا رو داريم فقط خونه خالي نداريم

 

 اولين دوره المپيک لرها معروف به لرمپيک در مواد زير برگزار ميگردد : 1- شنا با مانع 2- پرش توي نيزه 3- شيرجه روي چمن 4- پرتاب اسب با نيزه 5- واتر پلو با قيمه 6- کشتي زير تشک 7- پرتاب ديسک و صفحه

 

 

 

 

 

 

 

ميدوني فرق ديازپام با چشات چيه اينکه ديازپام آرومم ميکنه اما چشات داغونم ميکنه

 

 تركه ميره تماشاي رقص باله از اول تا آخرش خواب بوده بعد ازش ميپرسن چه طور بود ميگه آدماي خيلي خوبي بودن ديدن من خوابم رونوك انگشت راه ميرفتن

 

 

 

 

دكتر به يارو ميگه: دوتا خبر بد دارم. اوليش اينه كه تو فقط بيست و چهار ساعت زنده مي موني. يارو ميگه دوميش چيه؟ دوميش اينه كه ديروز يادم رفت اينو بهت بگم

 

 

 

يکي به رفيقش مي گه : شنيدم تو ظرف شستن به زنت کمک مي کني؟ زن ذليل! مي گه خب مگه چيه . اونم تو رخت شستن به من کمک مي کنه

 

 

برق خونه تركه ميره، قابلمه ميبره در خونه لره و ميگه: برق دارين؟ لره ميگه: الاغ، حداقل ظرف پلاستيكي مي‌آوردي برق نگيردت

 

 

به تركه ميگن درو ببند هواي بيرون سرده ...... ميگه. مثلا اگه من درو ببندم هواي بيرون گرم ميشه

 

 

 

 

 

تركه ميره خواستگاري ازش ميپرسن چه كاره اي ؟ روش نميشه بگه قصاب ميگه لوازم يدكي گوسفند دارم

 

 

تركه زنش رو ميبره سونوگرافي ، بهش ميگن بچت پسره . مي گه : ااا ... تورو قرآن اسمش چيه؟

 

ترکه سر نماز موقع قنوت دستاشو برعکس ميگيره ، بهش ميگن آخه اين چه طرزشه ؟ ميگه : ميخوام ايندفعه از حفظ بخونم

 

 

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه 22 آبان1387ساعت 9:52 بعد از ظهر توسط کیمیا خانم| |

به نام خدا

 

آب : نوشیدن مقادیرکافی آب در هرروز ، به پوست کمک می کند که ظاهری صاف ، نرم ،انعطاف پذیرو جوان تر داشته باشید.

 

ویتامین c:

ویتامین cبه بدن کمک می کند تا با عفونتها و بیماریها مبارزه نماید .سیستم ایمنی را تقویت کرده و نیزبهبود بیماری را تسریع می کند.
مرکبات ، توت ها ، کوجه فرنگی ، گل کلم و کلم بروکلی همگی از جمله مواد غنی از ویتامین c هستند.

 

چای سبز:

چای سبز غنی از اکسیدان ها است . همچنین نشان داده شده است که مسبب کاهش سطح کلسترول ، تقویت عملکرد ایمنی و کاهش ریسک ابتلا به برخی سرطانها می شود .
با مصرف چای سبز شما متوجه کاهش وزن خود می شوید، در حالی که از کافئین دریافتی خود نیز احساس رضایت می کنید.

 

سویا:

پروتئین های سویا غنی از آمینو اسیدها ، ویتامین E و بسیاری از آتی اکسیدان ها هستند . این موارد موجب می شوند که پوست ، مرطوب و بدون چروک باقی بماند

 

اسیدهای چرب ضروری :

اسیدهای چرب ضروری (EFAS) مانند امگا 3 و امگا 6 که به عنوان چربی های خوب شناخته می شوندبه عملکرد سلولی کمک می کند . مانند سایرغذاهای مفید ، اسیدهای چرب ضروری به سلول ها کمک می کند تا اعمالشان را به درستی انجام داده و از این رو سبب پاکسازی پوست ، جلوگیری از ایجاد لک های پوستی ، کاهش چروک ها ، بهبود و سلامت مو و رشد ناخن می گردند.

 

شیر:

شیر غنی از کلسیم ، ویتامین های B2 ،B12و D است . کلسیم به همراه ویتامین D که اقزایش دهنده جذب کلسیم می باشد . به حفظ استخوانهای محکم و دندانهایی سالم کمک می کند . ویتامین B2و B12 برای رشد گلبول های قرمز خون که حاملین اکسیژن مورد نیاز سلول ها هستند ، ضروری است . این مواد کمک می کند تا پوست و مو سالم تر و زنده تر به نظر برسند .

 

سبزیجات :
سبزیجاتی مانند اسفناج و کلم پیچ غنی از ویتامین A,E,C و آهن فیبرهستند . که برای زیبایی چهره مهم است .

 

ماست :

از آنجا که ماست یک فرآورده لبنی است تمام خواص شیر برای آن قابل ذکر است .
ماست همچنین حاوی باکتری های مفیدی است که به هضم غذا موادغذایی کمک کرده ، سیستم ایمنی را تقویت کرده و زمانی که به عنوان ماسک استفاده می شود ، می تواند سبب آبرسانی و پاکسازی پوست شود.

 

سیر:
این ماده اعجاب انگیز سبب کاهش فشارخون ، کاهش کلسترول و حتی پیشگیری از سرطان می شود. این ماده غذایی سرشار از آنتی اکسیدان ها است که کمک می کند شما جوان بمانید.

 

شکلات :
شاید شکلات بهترین ماده غذایی برای حفظ سلامتی در دنیا نباشد اما از طریق افزایش میزان اندورفین ها و سروتونین اثرات مثبتی برروی خلق و خوی شما می گذارد. و سبب آرامش و احساسی خوشایند در شما می شود

 

نوشته شده در سه شنبه 21 آبان1387ساعت 6:45 قبل از ظهر توسط کیمیا خانم| |

 برخوردار از مركز كنترل درونی: غم و شادی آنان وابسته به عوامل خارجی نیست.

 

* از لحاظ جسمانی، احساسی، ذهنی و معنوی از خود مراقبت میكنند.

 

* میانه روی را در افكار، احساسات و رفتارهای خویش حفظ میكنند.

 

* قادر به پذیرش و پند گیری از اشتباهات خود میباشند. قادر به بیان جمله "من اشتباه كردم" میباشند.

 

* توانایی بخشش اشتباهات خود و دیگران را دارند.

 

* مسئولیت اداره زندگی خود را بعهده میگیرند.

 

* تفاوتهای فردی میان افراد را ارج مینهند.

 

* به نقطه نظرات دیگران گوش میدهند.

 

* همواره مسئولیت ادراكات، احساسات و واكنشهای خود را بعهده گرفته و هیچگاه آنها را فرافكنی نمیكنند.

 

* از نقاط ضعف و قوت خود آگاهی دارند.

 

* همواره در حال پیشرفت و ترقی بوده و از ریسكهای مثبت در زندگی بیم ندارند.

 

* دارای اعتماد بنفس و خود باوری بوده و به خود ارج میدهند.

 

* اعتماد بنفس آنان بدور از خودبینی و غرور میباشد.

 

* از آنكه مورد انتقاد قرار گیرند نمی هراسند.

 

* هنگامی كه از آنان پرسشی میگردد حالت تدافعی بخود نمیگیرند.

 

* در برابر موانع و مشكلات به آسانی تسلیم نمیگردند.

 

* نیازی به تحقیر و تمسخر دیگران ندارند.

 

* از آنكه در كاری شكست بخورند ویا در حضور دیگران نادان بنظر برسند ابایی ندارند.

 

* هیچگاه خود را مورد انتقاد و سرزنش مخرب و شدید قرار نمیدهد.

 

* توانایی خندیدن به خود و زیاد جدی نگرفتن خود را دارند.

 

* به خویشتن و توانایی خودشان ایمان و اعتماد دارند.

 

* به تصمیم گیری هایشان اعتماد دارند.

 

* باور دارند كه فردی با ارزش، با قابلیت، دوست داشتنی، پذیرفتنی و مهم میباشند.

 

* نیازی به كمالگرایی ندارند.

 

* هیچگاه خودشان را با دیگران مقایسه نمیكنند.

 

* از آنكه دیگران چگونه نسبت به آنان می اندیشند واهمه و نگرانی ندارند.

 

* نیازی به اثبات و توجیه افكار و عقاید خود به دیگران ندارند

 

 

 

نوشته شده در سه شنبه 14 آبان1387ساعت 7:3 قبل از ظهر توسط کیمیا خانم| |

به نام خدا

تقدیم به کسی که دوستش داشتم نفهمید شاید دوستم داشت نفهمیدم

 

ای مرا آزرده از خود؛ گر پشیمانی بیا


نغمه های ناموافق؛ گر نمی خوانی بیا


تا كه سر پیچیدی از راه وفا، گفتم: برو


جز وفا؛ اكنون اگر راهی نمی دانی بیا


یك نفس با من نبودی مهربان، ای سنگدل


زان همه نامهربانی؛ گر پشیمانی بیا


تاب رنجوری ندارم، در پی رنجم مباش


گر نمی خواهی كه جانم را برنجانی ، بیا


خود تو دانی دردها بر جان من بگذاشتی


تا نفس دارم اگر در فكر درمانی بیا


دشمن جانم تو بودی، درد پنهانم ز توست


با این همه شكوه ها ، گر راحت جانی بیا

 

 

نوشته شده در سه شنبه 14 آبان1387ساعت 6:46 قبل از ظهر توسط کیمیا خانم| |

به نام خدا


    1-اگر در حال تایپ کردن یک متن انگلیسی هستید و به دنبال مترادف یک کلمه خاص می‌گردید، کافیست نشانگر را در کنار یا در زیر کلمه مربوطه ببرید و کلیدهای F7 + Shift را فشار دهید و با این کار فهرستی از کلمات مترادف آن کلمه خاص نمایش داده می‌شود.


     2- اگر فرمت قسمتی از متن را تغییر داده‌اید، مثلا رنگ یا نوع فونت آن را عوض کرده‌اید و حالا می‌خواهید به همان وضعیت پیش فرض Word برگردانید، می‌توانید آن بخش از متن را انتخاب و کلیدهای SpaceBar + Ctrl را فشار دهید.


    3-وقتی می‌خواهید بخشی از متن را انتخاب کنید، می‌توانید کلمه Alt را پایین نگه دارید و با ماوس Drag کنید. این کار باعث می‌شود عمل انتخاب به صورت مستطیل شکل انجام شود و سرعت شما به طرز چشمگیری افزایش یابد.


     4-با فشردن کلید F5+ Shift می‌توانید به قسمتی از متن که به ‌تازگی تغییری در آن ایجاد کرده‌اید، بروید. فشردن مجدد این کلیدها شما را به قسمت‌های تغییر یافته قبلی متن می‌برد.


    5- در پنجره Print Preview شما می‌توانید پیش از پرینت گرفتن، پیش نمایشی از فایل خود را ببینید. اگر در همین پنجره بخواهید تغییراتی در متن بدهید، کافیست روی آیکون Magnifier کلیک کنید تا اجازه تصحیح در متن به شما داده شود.


    6-اگر می‌خواهید همزمان دو بخش مختلف از یک Document را ببینید، می‌توانید فایل مربوطه را در نرم افزار Word باز کرده، ماوس را بالای فلش موجود در بالای نوار لغزان نگه دارید تا نشانگر ماوس به شکل دو خط موازی با دو فلش در بالا و پائین آن درآید. آن‌گاه کلیک کنید و بدون رها کردن ماوس آن را به سمت پایین بکشید. حال صفحه به دو قسمت تقسیم می‌شود که در هر دو بخش همان فایل نمایش داده می‌شود و همزمان می‌توانید دو بخش مختلف فایل را ببینید و ویرایش کنید.


     7- اگر فایلتان بزرگ است و پیدا کردن مطالب برایتان دشوار، کافی است گزینه Document Map را از منوی View انتخاب کنید تا فهرستی از عناوین Document شما را نشان دهد. حال با کلیک بر هر عنوان به آن قسمت از فایل خود پرش می‌کنید

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه 13 آبان1387ساعت 6:52 قبل از ظهر توسط کیمیا خانم| |

همراه Msn mesenger دانلود فايل پورتابل
نسخه همراه Cute Ftp دانلود فايل پورتابل
نسخه همراه Recovery My files دانلود فايل پورتابل
برنامه قدرتمند رایت Nero دانلود فايل پورتابل
نسخه همراه آفیس 2003 دانلود فايل پورتابل
رهايي از دامهايي كه خانمها مي گسترند ورود خانمها ممنوع آرزوي آقايان
من که مي دونم منظورش چي بود ورود خانمها ممنوع آرزوي آقايان  
مژده مژده....المپيك پسرها رسيد... ورود خانمها ممنوع آرزوي آقايان  
و اما مهمتر از همه ... ورود خانمها ممنوع تفكر آقايان  
ميدونيد چرا سكرترم رو اخراج كردم ورود خانمها ممنوع آرزوي آقايان  
زن با مرد ازدواج مي‌كند به اين اميد ك....... ورود آقايان ممنوع آرزوي خانمها  
آيا مردها «ذرت بو داده» هستند؟ ورود آقايان ممنوع آرزوي خانمها  
غذاهاي خوش اخلا ق، غذاهاي بد اخلا ق ورود آقايان ممنوع آرزوي خانمها  
دختران در سنين مختلف چه مي خواهند؟ ورود آقايان ممنوع آرزوي خانمها
دختران دانشجوی دانشگاه های دولتی از ترم 1 تا ترم 8: ورود آقايان ممنوع آرزوي خانمها  
راه براي موفق شدن در مشاجرات اجتماعي خانواده  
عجيب ترين رويدادهاي طبيعي جهان اجتماعي گوناگون  
ريشه ي كريسمس ، از يلداست اجتماعي گوناگون  
مادر نمونه كيست؟ اجتماعي خانواده  
فرار دختر جوان از اسارتگاه 13 پسر جوان اجتماعي مسائل و معضلات جامعه  
نقشه شهر تهران نرم افزار موبایل نقشه شهر ها
مرورگر معروق Opera برای سونی اریکسون نرم افزار موبایل Sony Ericsson W Series
اجرای فایل های DVD نرم افزار موبایل Nokia 60 series Ver .9.1
نقشه شهر قم نرم افزار موبایل نقشه شهر ها
collnis دیکشنری ! نرم افزار موبایل Nokia 60 series Ver .9.1
عاشقانه ترين عبارات براي ابراز عشق عاشقانه سخن  
عشق هم عشق قديمي! عاشقانه مطالب  
زن عشق مي کارد و... عاشقانه مطالب  
زندگي عاشقانه گوناگون  
تفاوت هاي دوست معمولي و دوست واقعي عاشقانه دوستي  
دیوان رباعیات ابوسعید ابوالخیر EBook ادبیات  
آموزش IDS EBook کامپیوتر
نامه ای برای فردا (سید محمد خاتمی) EBook علوم
روش برداشت از قرآن - اثر دکتر علی شریعتی EBook دین و فلسفه
Make Women Laugh - EN - By Martin Merrill EBook ادبیات
فرهاد مهاديان براي همسرم ترانه مي خوانم شخصيتها هنرمدان ايراني  
بیوگرافی جنيفر لوپز شخصيتها بازيگران خارجي
كارنامه فيروز كريمي مربي پر سر و صدا شخصيتها ورزشكاران ايراني  
به ياد علي ارحام صدر شخصيتها هنرمدان ايراني  
بيوگرافي سلما هايك شخصيتها بازيگران خارجي
نوشته شده در شنبه 11 آبان1387ساعت 7:36 قبل از ظهر توسط کیمیا خانم| |

به نام خدا

 

در کتاب اقبال در ماه ذیقعده نقل نموده که :

 

** در روز یک شنبه ماه ذیقعده رسول خدا ( ص ) هر که خواهد توبه کند – غسل کند – وضو بگیرد – 4 رکعت نماز بخواند – هر رکعت بعد از حمد سوره قول هوا... را 3 مرتبه و معوذتین ( 4 قل  ) را یک مرتبه بخواند . پس 70 مرتبه استغفار کند و اخرش بگوید :

 

 

لاحول ولاقوه الا بالله العلی العظیم

 

ودر دعای مختصری بعد از نماز :

 

یا عزیز یا غفار اغفرلی ذنوبی و ذنوب جمیع المومنین و المومنات فانه

لایغفر الذنوب الا انت

 

هرکس از امت من این عمل را بجا اورد توبه اش پذیرفته و گناهانت امرزیده می شوند جبرییل می گوید :

 

هنگام مرگت با عزراییل می ایم و سفارشت را خواهم کرد که جانت به اسانی گرفته شود .ملک د یگری گوید : پدر و مادرت از تو راضی شدند

حضرت محمد ( ص ) به اصحابش فرمود اینها را جبرییل در شب معراج به من یاد داد .

 

((نویسنده اقای دستغیب شیرازی ))

 

 

نوشته شده در شنبه 11 آبان1387ساعت 6:40 قبل از ظهر توسط کیمیا خانم| |

به نام خدا

روزی از «او» پرسیدم که من چه کنم تا بفهمم« من کیستم؟» و به خود متعالی ام نزدیک تر شوم. مثلا چه ذکری بگویم، چه ریاضتی بکشم؟ گفت: « هیچ کاری نکن و فقط و فقط بایست و بدان که خدا

هست و بر همین تفکر کن».

 

 

 

مردی پرسید: چگونه روح خداوند که نا پیدای مطلق است، می تواند به شکلی مرئی بر مریدی ظاهر شود؟ استاد گفت:

«اگر تردید کنی، نخواهی دید و اگر ببینی، تردید نخواهی کرد».

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه 8 آبان1387ساعت 7:26 بعد از ظهر توسط کیمیا خانم| |

به نام خدا

نوشته شده در چهارشنبه 8 آبان1387ساعت 6:42 قبل از ظهر توسط کیمیا خانم| |

 

تاريخچه پرچم ايران از سال 355 خورشيدي تا  1358

پـيـشــيـنـه

نخستين اشاره در تاريخ اساطير ايران به وجود پرچم، به قيام کاوه آهنگر عليه ظلم و ستم آژي دهاک(ضحاک) بر ميگردد. در آن هنگام کاوه براي آن که مردم را عليه ضحاک بشوراند، پيش بند چرمي خود را بر سر چوبي کرد و آن را بالا گرفت تا مردم گرد او جمع شدند. سپس کاخ فرمانرواي خونخوار را در هم کوبيد و فريدون را بر تخت شاهي نشانيد.

فريدون نيز پس از آنکه فرمان داد تا پاره چرم پيش بند کاوه را با ديباهاي زرد و سرخ و بنفش آراستند و دُر و گوهر به آن افزودند، آن را درفش شاهي خواند و بدين سان " درفش کاويان " پديد آمد. نخستين رنگهاي پرچم ايران زرد و سرخ و بنفش بود، بدون آنکه نشانه اي ويژه بر روي آن وجود داشته باشد. درفش کاويان صرفاً افسانه نبوده و به استناد تاريخ تا پيش از حمله اعراب به ايران، بويژه در زمان ساسانيان و هخامنشيان پرچم ملي و نظامي ايران را درفش کاويان مي گفتند، هر چند اين درفش کاوياني اساطيري نبوده است.

محمدبن جرير طبري در کتاب تاريخ خود به نام الامم و الملوک مينويسد: درفش کاويان از پوست پلنگ درست شده، به درازاي دوازده ارش که اگر هر ارش را که فاصله بين نوک انگشتان دست تا بندگاه آرنج است 60 سانتي متر به حساب آوريم، تقريباٌ پنج متر عرض و هفت متر طول ميشود. ابولحسن مسعودي در مروج اهب نيز به همين موضوع اشاره ميکند.

به روايت اکثر کتب تاريخي، درفش کاويان زمان ساسانيان از پوست شير يا پلنگ ساخته شده بود، بدون آنکه نقش جانوري بر روي آن باشد. هر پادشاهي که به قدرت مي رسيد تعدادي جواهر بر آن مي افزود. به هنگام حملهٌ اعراب به ايران، در جنگي که در اطراف شهر نهاوند در گرفت درفش کاويان به دست آنان افتاد و چون آن را همراه با فرش مشهور " بهارستان " نزد عمربن خطاب خليفه مسلمانان، بردند وي از بسياري گوهرها، دُرها و جواهراتي که به درفش آويخته شده بود دچار شگفتي شد و به نوشته فضل الله حسيني قزويني در کتاب المعجم مينويسد: " امير المومنين سپس بفرمود تا آن گوهرها را برداشتند و آن پوست را سوزانيدند ".

با فتح ايران به دست اعراب - مسلمان، ايرانيان تا دويست سال هيچ درفش يا پرچمي نداشتند و تنها دو تن از قهرمانان ملي ايران زمين، يعني ابومسلم خراساني و بابک خرم دين داراي پرچم بودند. ابومسلم پرچمي يکسره سياه رنگ داشت و بابک سرخ رنگ به همين روي بود که طرفداران اين دو را سياه جامگان و سرخ جامگان مي خواندند. از آنجائي که علماي اسلام تصويرپردازي و نگارگري را حرام ميدانستند تا سالهاي مديد هيچ نقش و نگاري از جانداران بر روي درفش ها تصوير نمي شد.

 

نخستين تصوير بر روي پرچم ايران

 

در سال 355 خورشيدي ( 976 ميلادي ) که غزنويان، با شکست دادن سامانيان، زمام امور را در دست گرفتند، سلطان محمود غزنوي براي نخستين بار دستور داد نقش يک ماه را بر روي پرچم خود که رنگ زمينه آن يکسره سياه بود زردوزي کنند. سپس در سال 410 خورشيدي ( 1031 ميلادي ) سلطان مسعود غزنوي به انگيزه دلبستگي به شکار شير دستور داد نقش و نگار يک شير جايگزين ماه شود و از آن پس هيچگاه تصوير شير از روي پرچم ملي ايران برداشته نشد تا انقلاب ايران در سال (1979 ميلادي).

افزوده شدن نقش خورشيد بر پشت شير

در زمان خوارزمشاهيان يا سلجوقيان سکه هائي زده شد که بر روي آن نقش خورشيد بر پشت آمده بود، رسمي که به سرعت در مورد پرچمها نيز رعايت گرديد. در مورد علت استفاده از خورشيد دو ديدگاه وجود دارد، يکي اينکه چون شير گذشته از نماد دلاوري و قدرت، نشانه ماه مرداد ( اسد ) هم بوده و خورشيد در ماه مرداد در اوج بلندي و گرماي خود است، به اين ترتيب همبستگي ميان خانه شير ( برج اسد ) با ميانهٌ تابستان نشان داده مي شود. نظريه ديگر بر تاًثير آئين مهرپرستي و ميترائيسم در ايران دلالت دارد و حکايت از آن دارد که به دليل تقدس خورشيد در اين آئين، ايرانيان کهن ترجيح دادند خورشيد بر روي سکه ها و پرچم بر پشت شير قرار گيرد.

پرچم در دوران صفويان

در ميان شاهان سلسله صفويان که حدود 230 سال بر ايران حاکم بودند تنها شاه اسماعيل اول و شاه طهماسب اول بر روي پرچم خود نقش شير و خورشيد نداشتند. پرچم شاه اسماعيل يکسره سبز رنگ بود و بر بالاي آن تصوير ماه قرار داشت. شاه طهماسب نيز چون خود زادهً ماه فروردين ( برج حمل ) بود دستور داد به جاي شير و خورشيد تصوير گوسفند ( نماد برج حمل ) را هم بر روي پرچمها و هم بر سکه ها ترسيم کنند. پرچم ايران در بقيهً دوران حاکميت صفويان سبز رنگ بود و شير و خورشيد را بر روي آن زردوزي مي کردند. البته موقعيت و طرز قرارگرفتن شير در همهً اين پرچمها يکسان نبوده، شير گه نشسته بوده، گاه نيمرخ و گاه رو به سوي بيننده. در بعضي موارد هم خورشيد از شير جدا بوده و گاه چسبيده به آن. به استناد سياحت نامهً ژان شاردن جهانگرد فرانسوي استفاده او بيرق هاي نوک تيز و باريک که بر روي آن آيه اي از قرآن و تصوير شمشير دوسر علي يا شير خورشيد بوده، در دوران صفويان رسم بوده است. به نظر مي آيد که پرچم ايران تا زمان قاجارها، مانند پرچم اعراب، سه گوشه بوده نه چهارگوش

پرچم در عهد نادرشاه افشار

نادر که مردي خود ساخته بود توانست با کوششي عظيم ايران را از حکومت ملوک الطوايفي رها ساخته، بار ديگر يکپارچه و متحد کند. سپاه او از سوي جنوب تا دهلي، از شمال تا خوارزم و سمرقند و بخارا، و از غرب تا موصل و کرکوک و بغداد و از شرق تا مرز چين پيش روي کرد. در همين دوره بود که تغييراتي در خور در پرچم ملي و نظامي ايران بوجود آمد. درفش شاهي يا بيرق سلطنتي در دوران نادرشاه از ابريشم سرخ و زرد ساخته مي شد و بر روي آن تصوير شير و خورشيد هم وجود داشت اما درفش ملي ايرانيان در اين زمان سه رنگ سبز و سفيد و سرخ با شيري در حالت نيمرخ و در حال راه رفتن داشته که خورشيدي نيمه بر آمده بر پشت آن بود و در درون دايره خورشيد نوشته بود: " المک الله " سپاهيان نادر در تصويري که از جنگ وي با محمد گورکاني، پادشاه هند، کشيده شده، بيرقي سه گوش با رنگ سفيد در دست دارند که در گوشهً بالائي آن نواري سبز رنگ و در قسمت پائيتي آن نواري سرخ دوخته شده است. شيري با دم برافراشته به صورت نيمرخ در حال راه رفتن است و درون دايره خورشيد آن بازهم " المک الله " آمده است. بر اين اساس ميتوان گفت پرچم سه رنگ عهد نادر مادر پرچم سه رنگ فعلي ايران است. زيرا در اين زمان بود که براي نخستين بار اين سه رنگ بر روي پرچم هاي نظامي و ملي آمد، هر چند هنوز پرچمها سه گوشه بودند.

 

دورهً قاجارها، پرچم چهار گوشه

در دوران آغامحمدخان قاجار، سر سلسلهً قاجاريان، چند تغيير اساسي در شکل و رنگ پرچم داده شد، يکي اين که شکل آن براي نخستين بار از سه گوشه به چهارگوشه تغيير يافت و دوم اين که آغامحمدخان به دليل دشمني که با نادر داشت سه رنگ سبز و سفيد و سرخ پرچم نادري را برداشت و تنها رنگ سرخ را روي پرچم گذارد. دايره سفيد رنگ بزرگي در ميان اين پرچم بود که در آن تصوير شير و خورشيد به رسم معمول وجود داشت با اين تفاوت بارز که براي نخستين بار شمشيري در دست شير قرار داده شده بود. در عهد فتحعلي شاه قاجار، ايران داراي پرچمي دوگانه شد. يکي پرچمي يکسره سرخ با شيري نشسته و خورشيد بر پشت که پرتوهاي آن سراسر آن را پوشانده بود. نکته شگفتي آور اين که شير پرچم زمان صلح شمشير بدست داشت در حالي که در پرچم عهد جنگ چنين نبود. در زمان فتحعلي شاه بود که استفاده از پرچم سفيد رنگ براي مقاصد ديپلماتيک و سياسي مرسوم شد. در تصويري که يک نقاش روس از ورود سفير ايران " ابوالحسن خان شيرازي " به دربار تزار روس کشيده، پرچمي سفيد رنگ منقوش به شير و خورشيد و شمشير، پيشاپيش سفير در حرکت است. سالها بعد، اميرکبير از اين ويژگي پرچم هاي سه گانهً دورهً فتحعلي شاه استفاده کرد و طرح پرچم امروزي را ريخت. براي نخستين بار در زمان محمدشاه قاجار ( جانشين فتحعلي شاه ) تاجي بر بالاي خورشيد قرار داده شد. در اين دوره هم دو درفش يا پرچم به کار مي رفته است که بر روي يکي شمشير دو سر حضرت علي و بر ديگري شير و خورشيد قرار داشت که پرچم اول درفش شاهي و دومي درفش ملي و نظامي بود.

اميرکبير و پرچم ايران ميرزا تقي خان اميرکبير، بزرگمرد تاريخ ايران، دلبستگي ويژه اي به نادرشاه داشت و به همين سبب بود که پيوسته به ناصرالدين شاه توصيه مي کرد شرح زندگي نادر را بخواند. اميرکبير همان رنگ هاي پرچم نادر را پذيرفت، اما دستور داد شکل پرچم مستطيل باشد ( بر خلاف شکل سه گوشه در عهد نادرشاه ) و سراسر زمينهً پرچم سفيد، با يک نوار سبز به عرض تقريبي 10 سانتي متر در گوشه بالائي و نواري سرخ رنگ به همان اندازه در قسمت پائين پرچم دوخته شود و نشان شير و خورشيد و شمشير در ميانه پرچم قرار گيرد، بدون آنکه تاجي بر بالاي خورشيد گذاشته شود. بدين ترتيب پرچم ايران تقريباٌ به شکل و فرم پرچم امروزي ايران درآمد.

انقـلاب مشروطـيت و پرچم ايـران انقـلاب مشروطـيت و پرچم ايـران

 

با پيروزي جنبش مشروطه خواهي در ايران و گردن نهادن مظفرالدين شاه به تشکيل مجلس، نمايندگان مردم در مجلس هاي اول و دوم به کار تدوين قانون اساسي و متمم آن مي پردازند. در اصل پنجم متمم قانون اساسي آمده بود: " الوان رسمي بيرق ايران، سبز و سفيد و سرخ و علامت شير و خورشيد است"، کاملا مشخص است که نمايندگان در تصويب اين اصل شتابزده بوده اند. زيرا اشاره اي به ترتيب قرار گرفتن رنگها، افقي يا عمودي بودن آنها، و اين که شير و خورشيد بر کدام يک از رنگها قرار گيرد به ميان نيامده بود. همچنين دربارهً وجود يا عدم وجود شمشير يا جهت روي شير ذکري نشده بود. به نظر مي رسد بخشي از عجلهً نمايندگان به دليل وجود شماري روحاني در مجلس بوده که استفاده از تصوير را حرام مي دانستند. نمايندگان نوانديش در توجيه رنگهاي به کار رفته در پرچم به استدلالات ديني متوسل شدند، بدين ترتيب که مي گفتند رنگ سبز، رنگ دلخواه پيامبر اسلام و رنگ اين دين است، بنابراين پيشنهاد مي شود رنگ سبز در بالاي پرچم ملي ايران قرار گيرد. در مورد رنگ سفيد نيز به اين حقيقت تاريخي استناد شد که رنگ سفيد رنگ مورد علاقهً زرتشتيان است، اقليت ديني که هزاران سال در ايران به صلح و صفا زندگي کرده اند و اين که سفيد نماد صلح، آشتي و پاکدامني است و لازم است در زير رنگ سبز قرار گيرد. در مورد رنگ سرخ نيز با اشاره به ارزش خون شهيد در اسلام، بويژه امام حسين و جان باختگان انقلاب مشروطيت به ضرورت پاسداشت خون شهيدان اشاره گرديد. وقتي نمايندگان روحاني با اين استدلالات مجباب شده بودند و زمينه مساعد شده بود، نوانديشان حاضر در مجلس سخن را به موضوع نشان شير و خورشيد کشاندند و اين موضوع را اين گونه توجيه کردند که انقلاب مشروطيت در مرداد (سال 1285 هجري شمسي 1906 ميلادي) به پيروزي رسيد يعني در برج اسد(شير). از سوي ديگر چون اکثر ايرانيان مسلمان شيعه و پيرو علي هستند و اسدالله از القاب حضرت علي است، بنابراين شير هم نشانهً مرداد است و هم نشانهً امام اول شيعيان در مورد خورشيد نيز چون انقلاب مشروطه در ميانهً ماه مرداد به پيروزي رسيد و خورشيد در اين ايام در اوج نيرومندي و گرماي خود است پيشنهاد مي کنيم خورشيد را نيز بر پشت شير سوار کنيم که اين شير و خورشيد هم نشانهً علي باشد هم نشانهً ماه مرداد و هم نشانهً چهاردهم مرداد يعني روز پيروزي مشروطه خواهان و البته وقتي شير را نشانهً پيشواي امام اول بدانيم لازم است شمشير ذوالفقار را نيز بدستش بدهيم. بدين ترتيب براي اولين بار پرچم ملي ايران به طور رسمي در قانون اساسي به عنوان نماد استقلال و حاکميت ملي مطرح شد. در سال 1336 منوچهر اقبال، نخست وزير وقت به پيشنهاد هياًتي از نمايندگان وزارت خانه هاي خارجه، آموزش و پرورش و جنگ طي بخش نامه اي ابعاد و جزئيات ديگر پرچم را مشخص کرد. بخش نامهً ديگري در سال 1337 در مورد تناسب طول و عرض پرچم صادر شد و طي آن مقرر گرديد طول پرچم اندکي بيش از يک برابر و نيم عرضش باشد

پرچم بعد از انقلاب


در اصل هجدهم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران مصوب سال 1358 (1979 ميلادي) در مورد پرچم گفته شده است که پرچم جمهوري اسلامي از سه رنگ سبز، سفيد و سرخ تشکيل مي شود و نشانهً جمهوري اسلامي (تشکيل شده با حروف الله اکبر) در وسط آن قرار دارد

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه 6 آبان1387ساعت 7:2 قبل از ظهر توسط کیمیا خانم| |

 

هميشه واسه گلي خاك گلدون باش كه اگه به آسمون هم رسيد يادش باشه ريشش كجاست

 

 

rashtiei zanesh mimire, mire sare ghabresh mige khanum joon emshab avalin shabiye ke midunam koja khabidi

 

 

n                                  اميدوارم امشب که مي خوابي قشنگ ترين و بهترين آدم دنيا رو تو خواب ببيني. ولي سعي کن بهش عادت نکني آخه من هر شب نمي تونم بيام تو خوابت

 

n                                  دختر به دوست پسرش در هواپيما : نگاه کن آدما از اين بالا مثل مورچه اند پسر: عزيزم اينا واقعا مورچه اند ما هنوز بلند نشديم

 

n                                  يه سلام آلبالويي به تو كه خيلي هلويي، يه سلام توت‌فرنگي به تو كه خيلي قشنگي، يه سلام پرتقالي به تو كه خيلي باحالي

 

 

هرگز براي عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به غنچه اي مي رسي که ماه را بر لبانت مي نشاند

 

--

 

به کعبه گفتم تو از خاکي منم از خاک چرا بايد به دور تو بگردم ؟؟ ندا آمد تو با پا آمدي بايد بگردي برو با دل بيا تا من بگردم

 

--

 

 

از خـدا يـه گل خواسـتــم،اون بـه مـن يـه بـاغ داد من از خدا يه درخت خواستم،اون به من يه جنگل داد من از خـدا يـه دوسـت خواسـتم،اون به من تو رو داد .

 

                                 

 

 

                                   

 

n                                  بخشي از يك شاهكار ادبي لري: يكي بيد يكي نبيد. 3 تا درخت بيد كه 2 تاش بيد بيد، يكيش بيد نبيد. اوني كه بيد نبيد وسط اون دو تا كه بيد بيد بيد

 

تلخ ترين اشک هايي که بر سر مزار رفتگان ريخته   

 

 

 

مي شود به خاطر کلمات ناگفته و کارهاي ناکرده   است

 

آب ميوه صداتم ...چرخ کرده نگاتم...قربون اون چشاتم...کشته خنده ‏هاتم..کلاج اون پاهاتم....من مرده هواتم... تا عمر دارم باهاتم

 

 

---   migan ye mah tooasemoone yefereshte roo zamin khstam begam khaste nemishi 2 shifte kar mikoni

 

 

امشب به قصه ي دل من گوش مي کني فردا چو قصه مرا فراموش مي کني

 

n      ): فکرشو بکن يه شب باهم يه گوشه اى تنها باشيم با چارتا ديوار و يه سقف جدا ازاين دنيا باشيم من باشم و توباشى و يه جفت دلهاى بى قرار فرصت خوب انتقام از لحظه هاى انتظار فکرشو بکن عروسکم به اون شب پرالتهاب چشماتو روى هم بذار امشب به ياد من بخواب فکرشو بکن دستاى من رو قلب تو جون بگيره دل, دل بى قرارتو توسينه آروم بگيره نه ساعتى باشه که شب سربره و تموم بشه نه هيچ کسى سربرسه ثانيه اى حروم بشه هرگز , هرگز , هرگز ... هرگز کسى تو قلب من جاى تورو نمى گيره

 

n      بدترين درداين نيست كه .....عشقت بميره....بدترين درداين نيست كه.....به اوني كه دوسش داري نرسي....بدترين درداين نيست كه....عشقت بهت ناروبزنه.. بدترين درداينه كه .....عاشق يكي باشي اون ندونه

 

نوشته شده در دوشنبه 6 آبان1387ساعت 6:54 قبل از ظهر توسط کیمیا خانم| |

به نام خدا

با عرض سلام  و التماس دعا

شخصی به امام صادق (علیه السلام ) گفت : گروهی از دوستان شما گناه می كنند و می گویند به رحمت خدا امیدواریم !

امام فرمودند : آنها دروغ می گویند كه دوست ما هستند ؛ بلكه قومی هستند كه ارزوهای بی جا ، انها رابه این طرف و ان طرف می كشاند . كسی كه به چیزی امیدوار باشد ، برای رسیدن به ان كار می كند و كسی كه از چیزی ترسان است از ان دوری می  نماید

(داستانهای اصول كافی ج 1 ص 434)

قال علی (علیه السلام )

الزهد ثروه

پارسایی  ثروت است

شخصی از پادشاهی سوال كرد : تو طلا را بیشتر دوست می داری یا گناه را ؟

پادشاه گفت :‌ای مرد ! كسی كه از طلا خبر داشته باشد و آن را بدست اورده باشد آن را از همه چیز دیگر بیشتر دوست دارد .

آن شخص به پادشاه گفت : اگر درست اندیشه كنی خواهی دید كه تو گناه را بیشتر  دوست  داری زیرا تو گناه را با خودت به گور میبری ؛ اما طلا و ثروت را باقی می گذاری .

 

نوشته شده در دوشنبه 6 آبان1387ساعت 6:47 قبل از ظهر توسط کیمیا خانم| |


Design By : Night Skin